نگذاریم قامت بلند ایران خم شود

ایران و هزینه های استثنا بودن

۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۱:۰۸ کد : ۱۹۸۳۱۰۴ نگاه ایرانی خاورمیانه
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: نگذاریم قامت بلند ایران خم شود. این کشور غنی از منابع و نیروی انسانی می تواند نه قدرت مطلق در خاورمیانه، اما می تواند از عناصر اصلی قدرت باشد. همان گونه که استثناها در حیات زیستی دوام نمی آورند، در محیط سیاسی و نظام بین الملل نیز استثناها سخت است که دوام آورند به اهداف خود برسند.
ایران و هزینه های استثنا بودن
User Image

نویسنده : صادق ملکی

صادق ملکی، کارشناس، استراتژیست و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی است.

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: ما به عنوان ایران انتخاب کرده ایم یک استثنا باشیم. ما در حالی مسئولیت تغییر جهان را عهده دار شده ایم که خود را نمی توانیم تغییر دهیم. ما بر عهده گرفته ایم که اسرائیل را از نقشه جغرافیا پاک کنیم و فلسطینی ها را دوباره صاحب وطن کنیم. ما بر عهده گرفته ایم که بر پا کننده عدالت روی زمین باشیم.
و امروز اسرائیل قوی تر از چهل سال پیش، حتی حاضر نیست به طرح دو دولت تن دهد و دغدغه سوریه در خط مقدم جبهه مقاومت، نه جولان و فلسطین، بلکه دغدغه پا برجا ماندن و جنگ علیه بقای داعش است.

بازی سیاست، بازی قدرت و عمل ممکن است. در زمین سیاست نمی شود بدون محاسبه سخن گفت و عمل کرد. باید از نگاه آرمانی رها شد و به واقعیت حاکم بر زمین، تن داد. این سخن به معنای تسلیم نیست، بلکه به معنای تنظیم سیاست بر اساس قدرت و ظرفیت است. عدم تن دادن به واقعیت های حاکم بر صحنه سیاست، فاجعه ای همراه با تحقیر ملی داشته است و خواهد داشت. قراداد ترکمنچای میان ایران و روسیه، جام زهر و حتی برجام از منظری تجلی به کارگیری سیاست عدم درک واقعیت های حاکم بر معادلات قدرت بوده است.

بی شک بلایی را که امریکا بر سر ژاپن، آلمان و ویتنام آورده است، بر سر ایران نیاورده و در بستر اجتماعی و از همه مهمتر، در عقبه تاریخی این سه کشور تنفری که نسبت به امریکا وجود دارد، در ایرانی ها وجود ندارد. با این وجود امروز رفتار این سه کشوردر ارتباط با امریکا نه بر اساس تنفر و یا رویاهای فضایی، بلکه بر مبنای واقعیت های زمینی تنظیم شده است. ژاپن، آلمان و ویتنام در تنطیم معادلات خود با امریکا برد – برد را نه بر مبنای پنجاه – پنجاه،  بلکه بر اساس ظرفیت معنا کرده و برای خویش از این معنا فرصت سازی کرده اند. امریکا قدرت خشن و عریانی است که جنایات آن  بر همگان روشن است، لذا باور و یا اعتماد به امریکا ساده لوحی است، اما عدم پذیرش و تاثیرگذاری عامل مهمی به نام امریکا بر نظام بین الملل نیز ساده لوحی بزرگتر است. نباید خطا کرد و در دامی افتاد که بقای ایران را به خطر اندازد. در خاورمیانه امریکا در نقطه ایده آل، به دنبال ایران ضعیف نبوده بلکه در معادلات قدرت، به دنبال برقراری توازن در این منطقه است. در خاورمیانه تغییر محسوس توازن قدرت از سوی هر کشوری، می تواند محرک آغاز جنگ باشد. توجه کنیم هیچ جنگی به یک باره آغاز نمی شود. زمینه جنگ ها در شیبی آرام شکل می گیرد. باید به جای شیب سازی برای جنگ، برای صلح، بستر ساخت. اینجا خاورمیانه است. این بخش از جهان در طول تاریخ مورد توجه و رقابت بوده و همچنان هست. خاورمیانه بر خلاف اوراسیا، آتلانتیک و شرق دور، قدرت تمام کننده ای چون روسیه، امریکا و چین ندارد. البته به علت حساسیت و منافع متعدد و متضاد حاکم بر خاورمیانه، قدرت های فرامنطقه ای نیز اجازه ظهور قدرت تمام کننده در این منطقه نمی دهند. شاید درک این نکته بتواند برای ایران، ترکیه و عربستان نقطه عزیمت به پایان رقابت و قائل شدن به جایگاه خاص برای خویش باشد.

و امروزکه ایران علی رغم چهل سال هزینه برای فلسطین، این مهمترین مسئله جهان اسلام (تسنن) همچنان با مشکل پذیرش بخش مهمی از این جهان روبه رو است، شاید بهتر باشد که دیگر از فلسطینی ها، فلسطینی تر نباشیم. اندکی اندیشه در عملکرد فلسطینی ها در ارتباط با صدام، داعش، مذاکرات صلح و از سوی دیگر تشکیل بلوک عربی – اسرائیلی علیه ایران شاید بتواند راهنمای عمل باشد.

نکته آن که، در دولت اصلاحات و در هنگامه حمله امریکا به افغانستان، قائم مقام وقت وزارت امور خارجه در مورد مهمترین مصداق منافع ملی ایران سئوال کرد. بی درنگ با نشان دادن نقشه ایران اظهار داشتم مهمترین مسئله باید حفظ کیان کشور باشد، زیرا با ایران است که بحث های دیگر معنا می یابد و می توان از هر منظری امید به فردایی بهتر داشت. نگذاریم قامت بلند ایران خم شود. این کشور غنی از منابع و نیروی انسانی می تواند نه قدرت مطلق در خاورمیانه، اما می تواند از عناصر اصلی قدرت باشد. همان گونه که استثناها در حیات زیستی دوام نمی آورند، در محیط سیاسی و نظام بین الملل نیز استثناها سخت است که دوام آورند به اهداف خود برسند. هر کس که دغدغه ایران را دارد باید بداند که درک شرایط و محیط منطقه ای و بین المللی به تنهایی کافی نیست و باید این درک عامل ورود به تغییر باشد. تطبیق سیاست های کشور بر اساس ظرفیت های ایران، عامل توسعه و قدرت است. برای بزرگی، ماندگاری، توسعه و پیشرفت ایران، همچنان فرصت است و تا دیر نشده باید از استثنا بودن خارج شده و در تعامل منطقی با جهان، فقط به منافع قابل دستیابی اندیشید.

کلید واژه ها: ایرانخاورمیانهایالات متحده امریکافلسطینایران و اسرائیل


( ۲۵ )

نظر شما :

ایرانی ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۱:۳۱
* شاید بهتر باشد که دیگر از فلسطینی ها، فلسطینی تر نباشیم * چکیده و افشره این نوشته و زبان دل و سخن فروخورده بسیاری از ایرانیان همین گزاره است.
سیدکاظم حسنی ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۲۳:۳۶
اصل مطلب را بیان کردید ، دقیقاً همین پاراگراف: "ایران علی رغم چهل سال هزینه برای فلسطین، این مهمترین مسئله جهان اسلام (تسنن) همچنان با مشکل پذیرش بخش مهمی از این جهان روبه رو است، شاید بهتر باشد که دیگر از فلسطینی ها، فلسطینی تر نباشیم. اندکی اندیشه در عملکرد فلسطینی ها در ارتباط با صدام، داعش، مذاکرات صلح و از سوی دیگر تشکیل بلوک عربی – اسرائیلی علیه ایران شاید بتواند راهنمای عمل باشد"
علی ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۹:۰۲
حتی فلسطینیها هم بر اساس منافع ملیشان روابط با ایران و اسرائیل و بقیه اعراب و دنیا را تنظیم میکنند اگر به نفعشان باشد با ایرانند و اگر به نفعشان نباشد به صدام کمک میکنند تا با ایران بجنگد
ایرانی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۳
درود بر جناب صادق ملکی نگارنده واقع گرا و واقع بین و دور اندیش کاش شما هم در سیاست خارجی ایران جایگاهی داشتید و حضرات را روشن می کردید به قول ماهاتیر محمد نخست وزیر فهیم و آگاه مالزی آمریکا مانند یک گاو پر شیر با شاخ های تیز و برنده است که ایران به شاخهای آن گیر داده ولی مالزی به پستانهای چسبیده .
مصطفی ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۹:۵۳
این یادداشت بسیار اموزنده است. "ژاپن، آلمان و ویتنام در تنطیم معادلات خود با امریکا برد – برد را نه بر مبنای پنجاه – پنجاه، بلکه بر اساس ظرفیت معنا کرده و برای خویش از این معنا فرصت سازی کرده اند. "