سناریوهایی که پیش بینی می شوند

فرجام درخواست وام از صندوق بین‌المللی پول: واقعیت‌ها و درس‌ها

۲۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۹۰۷۶۰ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
علی دینی ترکمانی در یادداشتی می نویسد: صندوق‌بین‌المللی پول هنوز پاسخ قطعی به‌درخواست ایران برای دریافت وام پنج میلیارد دلاری نداده است. آنچه اینجا و آنجا نقل می‌شود، حدس‌هایی است که بر مبنای سازوکار تصمیم‌گیری در صندوق زده می‌شود.
فرجام درخواست وام از صندوق بین‌المللی پول: واقعیت‌ها و درس‌ها

نویسنده: علی دینی ترکمانی،

دیپلماسی ایرانی: صندوق‌بین‌المللی پول هنوز پاسخ قطعی به‌درخواست ایران برای دریافت وام پنج میلیارد دلاری نداده است. آنچه اینجا و آنجا نقل می‌شود، حدس‌هایی است که بر مبنای سازوکار تصمیم‌گیری در صندوق زده می‌شود.

این‌نهاد به همراه بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه (بعدا بانک جهانی)، بعد از جنگ جهانی دوم، طی مذاکرات دو دولت بریتانیای کبیر (ابرقدرت پیشین و ویران شده در جنگ) و آمریکا (ابرقدرت نوین و حامی متفقین چه در زمان جنگ و چه بعدا در بازسازی اقتصادی اروپای ویران شده در قالب برنامه‌ توسعه مارشال) در برتون وودز آمریکا، تاسیس شد.

یکی از اهداف مهم معماری نظام پولی نوین جهانی، تثبیت دلار آمریکا به عنوان ذخیره‌ اصلی اقتصاد جهانی و وسیله تسویه حساب‌های بین‌المللی، یعنی  جایگزینی دلار به جای پوند استرلینگ، بود

موضوعی که از همان ابتدا با مخالفت جان مینارد کنیز، اقتصاددان پرآوازه‌ جهانی آن سال‌ها و تاریخ اندیشه‌ورزی اقتصادی و نماینده انگلستان در مذاکرات برتون وودز، مواجه شد. کینز معتقد بود تبدیل دلار به پول جهانی، موجب بروز مشکلاتی در مدیریت موثر اقتصاد جهانی می‌شود. از همین رو بر انتشار پول جدیدی به نام "بانکور" تاکید داشت. این ایده را در دهه‌ ۱۹۷۰، رابرت تریفین و در حال حاضر جوزف استیگلیتز و پاول دیویوسون دنبال می‌کنند. (به چرایی این ایده، در مطلبی دیگر خواهم پرداخت).

صندوق، در اصل بر مبنای سرمایه یا سهام اولیه‌ای، در سال ۱۹۴۴ تاسیس شد و در سال ۱۹۴۵ شروع به‌کار کرد. هر کشوری متناسب با پولی که داده، سهمی از آن دارد. این سهام در دهه‌ ۱۹۸۰، ۹۰ میلیارد دلار بود. در ۲۰۱۷، به ۴۷۵ میلیارد حق برداشت مخصوص (شبه‌ ارز صندوق که ترکیبی از چند ارز مهم است) معادل ۶۴۵ میلیارد دلار امریکا، افزایش یافت. منابع، طبق اهداف، به صورت وام سه ساله، در اختیار کشورهایی قرار می‌گیرد که دچار مشکل کسری در تراز پرداخت‌ها هستند.

از ۱۹۸۰ به این سو، به خصوص بعد از فروپاشی بلوک شرق سابق، صندوق،  پرداخت وام را مشروط به اجرای "سیاست‌های تعدیل ساختاری و تثبیت اقتصادی"،  با هدف آزادسازی و خصوصی‌سازی حداکثری کرد. سیاستی که به دلیل استقرار صندوق و دو نهاد بانک جهانی و وزارت خزانه‌داری آمریکا در واشنگتن، به " اجماع واشنگتنی" نیز معروف است و به تعبیر جان ویلیامسون و پاول کروگمن، دو اقتصاددان برجسته، بیش‌تر، تامین منافع سرمایه مستقر در مرکز نظام اقتصاد جهانی را دنبال می‌کند.

واقعیت امر این است که صندوق بین‌المللی پول، در چارچوب قاعده‌ " یک دلار یک رای" مدیریت می‌شود که مورد نقد شدید اقتصاددانان برجسته‌ای چون جوزف استیگلیتز هست. در همین چارچوب، آمریکا با داشتن سهم 16.5 درصدی، حق وتو دارد (این سهم قبلا ۲۲ درصد بود). شرط تصویب درخواست‌ها و پیشنهادهای اعضا، موافقت ۸۵ درصدی صاحبان سهم است. با مخالفت امریکا، این شرط تامین نمی‌شود.

در اصل، در نظام حکمرانی اقتصادی جهانی طراحی شده در برتون وودز، آمریکا، به عنوان قدرت مسلط و هژمونیک، دست بالا را در چنین نهادهایی دارد. این‌نهاد‌ها، ابزاری در جهت پیشبرد سیاست خارجی آن محسوب می‌شوند. کشورهایی که در لیست تحریم‌های وزارت امور خارجه آمریکا قرار می‌گیرند، مجاز به استفاده از امکانات صندوق نیستند. یعنی، می‌توانند درخواست وام کنند، ولی نماینده‌ آمریکا در صندوق نمی‌تواند به آنها رای مثبت بدهد. بنابراین، چنین درخواست‌هایی، با توجه به شرط تصویب ۸۵ درصدی و سهم 16.5 درصدی آمریکا، تصویب نمی‌شوند.

با این توضیح، سه سناریو را می‌توان در مورد درخواست وام پنج میلیارد دلاری ایران از صندوق در نظر گرفت: اول، عدم موافقت آمریکا و رد آن با استناد به قوانین تحریمی وزارت امور خارجه این کشور. دوم، تمایل به موافقت ولی با میزان خیلی کمتری در حد حداکثر یک میلیارد دلار. چنین امری مستلزم هماهنگی با نهادهای قانونگذاری و اجرایی این کشور است. سناریوی بسیار خوش‌بینانه سوم، موافقت با پنج میلیارد دلار است.

با توجه به شواهد و قرائن دیپلماتیک روزهای اخیر، احتمال سناریوی سوم در حد صفر است. سناریوی دوم، می‌تواند قابل اعتنا باشد. با وجود این، با توجه به نوع ساز و کارهای تصمیم‌سازی ضابطه‌گرا در کشورهایی چون آمریکا، احتمال گزینه‌ اول بیش‌تر است.
این درخواست و نتیجه‌ آن هر چه  باشد پیام خیلی مهمی دارد: واقعیت امر این است که ساخت نظام اقتصاد بین‌الملل، غیردموکراتیک است. با وجود این، وقتی امکانی برای زیر و رو کردن این نظم وجود ندارد، راهی جز تلاش برای دموکراتیزه کردن آن از طریق بازی منطقی، چون بازی کشورهای چین و هند و ترکیه، پیش‌رو نیست.

استفاده از امکانات این نظم نابرابر در سویی و تلاش برای برهم زدن کلی قواعد آن (در چارچوب رویکرد سنت‌گرایی تجدد ستیز) در سوی دیگر، ناسازگار با هم هستند.

کلید واژه ها: وام ایران صندوق بین المللی پول ویروس کرونا ایران و امریکا تحریم ایران تحریم امریکا علیه ایران مذاکرات ایران و امریکا


( ۴ )

نظر شما :

فدوی ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۱
گیریم وام هم بگیریم ... قراره چکارش کنیم ... به تولید و آموزش و ساخت زیرساخت ها که نمی رسه ... همگی صرف امور جاری و تزریق پول بیشتر به جامعه و افزایش تورم می شود ... وقتی سیستم خراب است ، داشتن یا نداشتن پول ، تفاوتی نمی کند .
خسرو ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۹:۱۴
هر قرضی ، ذلتی در پی دارد ، به جای قبول تحقیر وذلت پذیرش مقررات بانک جهانی و امریکا ، تنش زدایی و ابطال تحریمها را نشانه روی کنیم ، برای پیروزی باید سقفی قائل شویم ، حالا در سوریه ویمن وعراق و لبنان و انرژی هسته ای پیروزی های مهمی بدست آوردیم ، زمان آن رسیده که لااقل ده سال (مانند صلح حدیبیه پیامبر ) صلح وتمدد و ترمیم وبازسازی اقتصادی پیشه کنیم که ملت نیازمند آن است
علی ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۲۲:۰۸
کشور هایی مثل اندونزی ، مالزی ،ترکیه ، برزیل و ...... با وام های چند صد میلیارد دلاری از صندوق بین المللی پول موفق به رشد اقتصادی و تبدیل از کشورهایی فقیر به اقتصاد های در حال توسعه شدند ، بعد بعضیا در ایران که روی خودشونم اسم گذاشتن اقتصاد دان میگن ایران نه صدها میلیارد دلار وام بلند مدت ، حتی وام 5 میلیارد دلاری بدون سود که برای کشورهای آسیب دیده از کرونا هست هم بده و فلانه ، بعد ملت میگن چرا ما پیشرفت نمیکنیم با چنین ادم هایی نیازی به دشمن خارجی نداریم ، درست مثل کسانی که در حالی که امریکا و غرب به خون ایرانی جماعت تشنن ، یه مشت کینه به دل داخلی تلاش میکنند روابط ایران با تنها کشورهای باقیمانده که هنوز با ایران روابط اقتصادی و سیاسی دارند مثل چین رو قطع یا کم کنند ، با این طور آدما ما نیازی به دشمن خارجی نداریم و راز بدبختی ایرانم فهمیدیم
فدوی ۲۹ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۰:۰۰
طرف 16/5 درصد را دارد ، و قانون گذاشتند با رای گیری بالای 85 درصد موافق و ... خب یک کلام بگویید دیکتاتوری ... و جالب است که مشابه همین رویه را نیز آمریکاییها در داخل کشورشان نیز دارند ... منتها در شرایط گل و بلبل قابل مشاهده از بیرون نیست ، مگر آنکه دردسری بزرگ مانند همین کرونا ، دامنشان را بگیرد ... نمی دانم چرا یک دفعه یاد مقاله " چرا جامعه ما دموکراتیک نمی شود؟ " که در همین سایت منتشر شده است ، افتادم ... :)