نگاهی به خروج آمریکا از سازمانهای بینالمللی
ترامپ چه بلایی سر نهادهای بینالمللی میآورد؟
دیپلماسی ایرانی: دولت آمریکا اعلام کرد از ۶۶ سازمان بینالمللی خارج میشود. این خروج به لحاظ کثرت و تنوع سازمانهای بینالمللی حائز اهمیت است و انعکاسی از الگوهای حاکم بر ذهنیت نخبگان سیاست خارجی کنونی آمریکا است. چگونه میتوان این حرکت بینالمللی آمریکا را تجزیه و تحلیل کرد؟ در پاسخ ابتدا باید چگونگی سازمانهایی که آمریکا از آنها خارج شده را بررسی کرد و سپس باید به نگرش پشت این اقدام توجه کرد و سرانجام تعارض نگرش آمریکا که در پی فرمانبرداری جهانی است را با حکمرانی جهانی و ماهیت کار سازمانهای بینالمللی مورد مداقه قرار داد.
از ۶۶ سازمان بینالمللی، ۳۵ سازمان غیرمرتبط با سازمان ملل متحد بوده و بقیه یعنی ۳۱ سازمان، مربوط به نهادهای سازمان ملل متحد هستند. در دسته اول، تعدادی از نهادهای بینالمللی محیط زیستی قرار دارند. چگالی سازمانهای بینالمللی محیط زیستی برجسته است. برخی دیگر از نهادهای بینالمللی مربوط به گسترش دموکراسی در جهان هستند و گروهی دیگر نهادهای همکاری منطقهای با اروپا به طور خاص و آمریکای لاتیناند. در یک کلام، ضدیت دولت ترامپ با راههای جهانی محیط زیست و همچنین زاویه داشتن آن با نهادهای اروپایی،
جدیتر است.
در بین سازمانهای نهادی وابسته به ملل متحد، کنار کشیدن دولت آمریکا از نهادهای اقتصادی و اجتماعی و همچنین حقوق بشری حائز اهمیت است. تقریباً آمریکا از تمام کمیسیون های اقتصادی منطقهای کنار میکشد. باید در نظر داشت که کمیسیونهای اقتصادی سازمان ملل متحد برای منطقه آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا، نهادهای پر برنامهای در حوزههای اقتصادی و اجتماعیاند و هر کدام از آنها دبیرخانههای مستقل و گستردهای دارند. دسته دیگری از نهادهای سازمان ملل که آمریکا از آنها اعلام کنارهگیری کرده، در حوزههای حقوقی و حقوق بشریاند. کنارهگیری از نهاد بسیار مهم کمیسیون حقوق بینالملل بسیار پرمعناست. قطع همکاری با موسسات سازمان ملل متحد در حوزه حقوق زنان و کودکان جلب توجه میکند. همچنین در فهرست آمریکا، نهادهای آموزشی و پژوهشی سازمان ملل متحد مثل دانشگاه سازمان ملل حائز اهمیت است.
نگرش پشت این کنارهگیریها را از دو جنبه میتوان مدنظر قرار داد: جنبه اول، سنت کنارهگیری ایالات متحده از سازمانهای بینالمللی به خاطر محکومیت اسرائیل در آنهاست. دولت رونالد ریگان، رئیس جمهور آمریکا در دهه ۸۰ میلادی قرن بیستم، از یونسکو بخاطر مخالفت اکثر اعضای آن با سیاستهای رژیم صهیونیستی کنار کشید. دولت بوش پسر نیز در آغاز هزاره سوم میلادی از شورای حقوق بشر کنار کشید. اما جنبه دوم، فراتر از موضوع انتقاد از اسرائیل و مربوط به اولویت دادن به حاکمیت مطلق العنان ایالات متحده و عدم تمایل به همکاری با دیگران مخصوصاً توسط دولت فعلی آمریکاست.
آمریکای ترامپ در پی فرمانبرداری دیگران از واشنگتن است و هیچ قید و بندی را در این حوزه بر نمیتابد. حقوق بینالملل و سازمانهای بینالمللی، دست و پای آمریکای ترامپ را میبندند، حتی اگر این سازمان بینالمللی، سازمانی مانند ناتو باشد. آمریکای ترامپ مخصوصاً با نهادهای اروپایی، سخت مشکل دارد. برخی از کارشناسان اروپایی، اتحادیه اروپا را یکی از اهداف دولت ترامپ برای تضعیف شدن میپندارند.
مخالفت با سازمانهای بینالمللی و تمایل به فرمانبرداری دیگران، ریشه در منازعات داخلی سیاسی ایالات متحده دارد. دو اردوگاه «ملیگرایی برتری جویانه» و «جهان گرایان همکاری طلب» را میتوان در این منازعات تشخیص داد. از دید جمهوریخواهان افراطی، واژه جهان گرا یا گلوبیست، نوعی ناسزای سیاسی است که شایسته کسانی است که میخواهند حاکمیت آمریکا را از طریق حقوق بینالملل و سازمانهای بینالمللی محدود کنند؛ کاری که به نظر آنها دولتهای اوباما و بایدن انجام دادهاند.
اما، فراتر از این مجادلات سازمانهای بینالمللی و حقوق بینالمللی، واقعیتهای انکارناپذیر روابط بینالمللی کنونیاند. همه این نهادهای بینالمللی صرفاً مربوط به حوزههای سیاسی و امنیتی نمیشوند. روزانه هزاران هواپیما پرواز میکنند و میلیاردها دلار کالا توسط هزاران کشتی در اقیانوسها جابجا میشود. اینها و امثال این کنشها، در حوزههای گوناگون زندگی اجتماعی بینالمللی، در بستر حقوق بینالمللی و سازمانهای بینالمللی شکل گرفتهاند. بیش از پنج هزار سازمان بینالدولی در دنیا، به استانداردسازی و تدوین و اجرای مقررات بینالمللی مشغولاند. تصمیمات آنها در روندی بینالدولی شکل میگیرد. برخی از آنها در حوزههای منطقهای و برخی در حوزههای فرامنطقهای تحرک دارند.
چه آمریکا به عضویت خود در این سازمانها ادامه دهد یا ندهد، آنها موجوداتی قابل توجه در روابط بینالمللیاند و پایداری خواهند داشت. آنچه پایداری ندارد اصرار بر فرمانبرداری دیگران است. البته این به معنای کم اهمیت بودن خروج آمریکا از این سازمانها نباید تلقی شود.
بیتردید چه از نظر تامین بودجه و چه از نظر روندهای سیاسی و اجرایی، کنار کشیدن ایالات متحده از سازمانهای بینالمللی چالش بزرگی برای نهادهای بینالمللی است و بیجهت نیست که دبیرکل ملل متحد، از این روند تصمیمگیری آمریکا ابراز نگرانی کرده است. باید در نظر داشت که کنارهگیری آمریکا از سازمانهای بینالمللی، در کنار اقدامات غیرقانونی دیگر آمریکا، چه در لفظ و چه در عمل، در تاریخ تحولات مربوط به نهادهای بینالمللی بیسابقه و عمیقاً مشکلزاست.
ولی آنچه آمریکا در پی آن است، یعنی انقیاد و فرمانبرداری همه اعضای جامعه بینالمللی، اعم از متحدین و مخالفین آمریکا، به دست آوردنی نیست. تمایلات هژمونیک دولت ترامپ، بیشک با مقاومتهای رنگارنگ روبرو خواهد شد. هر جا هژمونی است نسبت به آنها مقاومت هست.


نظر شما :