از هیاهوی امروز تا قضاوت فردا

ترامپ و منطق داوری تاریخی

۲۳ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۸۱۰۵ اخبار داخلی آمریکا انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: فاطمه خادم شیرازی
فاطمه خادم شیرازی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آن چه اکنون به‌عنوان تصمیمی قاطع یا اقدامی ضروری دیده می‌شود، ممکن است در آینده به‌عنوان خطایی راهبردی یا فرصتی از دست‌رفته ارزیابی شود. 
ترامپ و منطق داوری تاریخی

دیپلماسی ایرانی: یکی از خطاهای رایج در سیاست، شتاب‌زدگی در قضاوت درباره کنشگران بزرگ است. جامعه‌ای که در متن بحران‌ها، رقابت‌های انتخاباتی و هیاهوی رسانه‌ای زندگی می‌کند، به‌سختی می‌تواند تصویری دقیق از جایگاه تاریخی سیاستمداران ترسیم کند. این همان پدیده‌ای است که می‌توان آن را حجاب معاصرت نامید؛ وضعیتی که در آن، زمان حال مانند پرده‌ای ضخیم، اجازه نمی‌دهد پیامدهای بلندمدت کنش‌های سیاسی دیده شود.

در لحظه وقوع رویدادها، آن چه برجسته می‌شود، کارآمدی کوتاه‌مدت است: چه کسی سریع‌تر تصمیم می‌گیرد، چه کسی قاطع‌تر سخن می‌گوید و چه کسی می‌تواند نظم را ولو موقت برقرار کند. اما تاریخ، معیارهای متفاوتی دارد. داوری تاریخی نه به هیجان لحظه‌ای توجه می‌کند و نه به محبوبیت زودگذر؛ بلکه می‌پرسد این کنش‌ها چه تأثیری بر نهادها، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی گذاشته‌اند.

تجربه تاریخ سیاسی ایران به‌خوبی نشان می‌دهد که فاصله میان داوری روز و داوری تاریخ، فاصله‌ای جدی است. در دوران مشروطه، بسیاری از چهره‌ها در متن بحرانی عمیق و فروپاشی نظم قدیم ظاهر شدند. جامعه، طبیعی بود که به سمت کنشگرانی گرایش پیدا کند که زبان قاطع و قدرت اعمال اراده داشتند. اما سال‌ها بعد، تاریخ این پرسش را مطرح کرد که کدام کنش‌ها به شکل‌گیری نهادهای پایدار کمک کردند و کدام‌ها، ولو با نیت حفظ ثبات، به انسداد سیاسی انجامیدند.

انقلاب اسلامی نیز از همین قاعده مستثنا نیست. در فضای انقلابی، مرز میان ضرورت‌های فوری و پیامدهای بلندمدت به‌راحتی مخدوش می‌شود. بسیاری از تصمیم‌ها در پاسخ به فشار لحظه گرفته می‌شوند و جامعه نیز همان‌گونه آن‌ها را می‌سنجد. اما با گذشت زمان، معیار قضاوت تغییر می‌کند: آیا نهادسازی صورت گرفت؟ آیا اعتماد اجتماعی تقویت شد؟ یا چرخه‌های حذف و انحصار بازتولید شدند؟ 

تاریخ، بیش از آن که به شعارها گوش دهد، به ساختارهایی نگاه می‌کند که بر جای مانده‌اند. اگر این چارچوب را به سیاست معاصر جهان تعمیم دهیم، پدیده دونالد ترامپ نمونه‌ای گویا از همین مسئله است. ترامپ در بستر نارضایتی گسترده اجتماعی، شکاف‌های عمیق سیاسی و بی‌اعتمادی رو به افزایش نسبت به نهادهای سنتی قدرت پدیدار شد. بخشی از جامعه آمریکا به دنبال چهره‌ای بود که قواعد موجود را به چالش بکشد و با زبانی بی‌پرده، خشم و نارضایتی انباشته‌شده را نمایندگی کند. ترامپ دقیقاً در همین فضا توانست به بازیگری اثرگذار تبدیل شود. در زمانه ظهور او، تمرکز بسیاری از تحلیل‌ها بر توانایی‌اش در بسیج سیاسی و شکستن عرف‌های رایج بود. استفاده مستقیم از شبکه‌های اجتماعی و دور زدن واسطه‌های سنتی سیاست، برای حامیانش نشانه بازگشت قدرت به مردم تلقی می‌شد. در مقابل، منتقدان هشدار می‌دادند که این سبک سیاست‌ورزی می‌تواند به تضعیف هنجارهای دموکراتیک و فرسایش نهادها بینجامد.

اینجاست که حجاب معاصرت دوباره خود را نشان می‌دهد. در میانه جنگ روایت‌ها، داوری تاریخی به حاشیه رانده می‌شود و جای خود را به قضاوت‌های سیاسی می‌دهد. اما تاریخ، با فاصله گرفتن از هیجان زمانه، پرسش‌های دیگری مطرح می‌کند: آیا این نوع رهبری به تقویت نهادهای دموکراتیک کمک کرد یا آن‌ها را ضعیف‌تر ساخت؟ آیا اعتماد عمومی افزایش یافت یا کاهش پیدا کرد؟ شکاف‌های اجتماعی ترمیم شدند یا عمیق‌تر شدند؟ 

داوری نهایی درباره ترامپ، به احتمال زیاد نه بر اساس پیروزی‌های انتخاباتی یا شعارهای جنجالی، بلکه بر پایه پاسخ به همین پرسش‌ها شکل خواهد گرفت. مسئله اصلی این نیست که او چه گفت، بلکه این است که دوران او چه چیزی از خود به‌جا گذاشت. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که فاصله زمانی، شرط لازم برای قضاوت منصفانه است. با گذشت زمان، دوقطبی‌ها فروکش می‌کنند و امکان بررسی پیامدهای واقعی تصمیم‌ها فراهم می‌شود. در آن نقطه است که حجاب معاصرت کنار می‌رود و چهره سیاستمداران، نه در آینه رسانه، بلکه در آینه تاریخ دیده می‌شود.

شاید مهم‌ترین درس این مفهوم برای امروز ما همین باشد: احتیاط در قضاوت. 

آن چه اکنون به‌عنوان تصمیمی قاطع یا اقدامی ضروری دیده می‌شود، ممکن است در آینده به‌عنوان خطایی راهبردی یا فرصتی از دست‌رفته ارزیابی شود. 

وظیفه تحلیل‌گر، فاصله گرفتن از هیجان لحظه و نگاه کردن به سیاست در افق بلندمدت است؛ افقی که در آن، سیاست نه فقط میدان رقابت امروز، بلکه بخشی از روندی تاریخی و نهادی تلقی می‌شود. 

فاطمه خادم شیرازی

نویسنده خبر

کلید واژه ها: فاطمه خادم شیرازی ایران و امریکا دونالد ترامپ حمله اسرائیل حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران


( ۳ )

نظر شما :

پ گراوند ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۵:۱۴
دست مریزاد نوشتاری نغز و پر از معنا. نگاهی ژرف و معرفت‌شناسانه‌ به آثار بلندمدتِ تصمیمات راهبردی حکومتها و سیاستمداران بود. از معدود نوشتارهای عالمانه سایت ایران دیپلماسی است.