نوروز، با طعمِ دلتنگی؛
در فقدان رهبر و شهید امت
دیپلماسی ایرانی: نوروز ۱۴۰۵، نه فقط آغاز سالی نو، که فریادِ حماسهی ملتی است که در پیچیدهترین دورانِ پیکار، قامتی استوارتر از همیشه بر افراشته است. این ملت، کهنترین ریشههای فرهنگی را با روحیهی مقاومت در هم آمیخته و بارها نشان داده است که هر حصاری را میتوان شکافت و هر سنگری را با صلابت در نوردید.
در این ساعات اولیه نوروز، یاد پیر فرزانه، سیدالشهدا انقلاب اسلامی، شهید سید علی حسینی خامنهای، چونان ستارهای راهنما میدرخشد؛ چرا که او نمایندهی واقعی حماسهی خدمت و سربازِ بیادعایِ این آب و خاک بود. جای او خالی است، اما نه خالی از معنا، که فقدان او پر از درسِ مقاومت و ایثارِ جاودانگی است. ما از او آموختیم که در برابر فشارِ دشمن و توطئههایِ روزگار، اتحاد تنها سلاحِ بُرنده و انسجامِ ملی تنها پشتیبانِ شکستناپذیر ماست. فرهنگِ شهادت، که در تار و پودِ این ملت تنیده شده، معنایی فراتر از یک مفهومِ صرف دارد؛ آن سرودِ آزادی است که در گلوگاهِ تاریخ سر داده میشود و حصارِ ظلمت را میدرد. این فرهنگ، روحِ جمعی ما را تغذیه میکند و به ما یادآور میشود که هویتِ اصیلِ ما، در گرو ایثار و خودگذشتگی است.
امروز، هرچند سختیها چون سیلاب بر سرِ راهِ ما جاری شدهاند، اما ملت ایران، با بصیرتی که از تجربههایِ تلخِ گذشته آموخته، نه تنها تسلیمِ رنج نمیشود، بلکه توطئهها را خنثی و تهدیدها را به فرصتِ شکوفایی بدل میسازد. اتحادِ ما، سلاح نفوذِ دشمن را در هم میشکند و ارادهی پولادینِ ملت، سرنوشتِ پیروزمندانه را رقم خواهد زد. نوروز، پیامِ تولدِ دوباره را در دورانِ پیکار برایمان به ارمغان میآورد.
رهبر شهیدمان در کنار خیل یاران شهیدش یادآورِ حماسههایِ ماندگار است، روحِ بلندِ او، نظارهگر و تضمینکنندهی پیروزیِ نهایی و طلوعِ فردایی روشن است.
حلولِ نوروزِ باستانی، در آوان سالِ ۱۴۰۵ خورشیدی، بارِ دیگر فرصتی مغتنم فرا آورد تا در عمیقترین لایههایِ پایداریِ ملتِ ایران و درخشانترین جلوههایِ آیینِ فداکاری، تأمل کنیم. این سنتِ دیرینه، که ریشه در اعماقِ تاریخِ این سرزمین کهن دارد، نهتنها نمادی از تجدیدِ حیات و شکوفاییِ و نوزایی طبیعت، بلکه تجلیِ قدرتِ روحِ جمعی و انسجامِ فرهنگی ملتی است که در طولِ قرون و به درازنای تاریخ، کیانِ ملی خود را با اتکا به ارزشهایِ بنیادین ایرانی و اسلامی پاس داشته است.
فداکاری، در تار و پودِ فرهنگِ ایران، معنایی بس فراتر از یک عملِ منفرد دارد؛ این روحِ ایثار است که در رگهایِ هویتِ ملی جاری است و نسلها را به هم پیوند میزند. حماسههایِ بزرگِ این سرزمین، همواره با نورِ هدایتِ فداکاران روشن شدهاند؛ کسانی که با ایثارِ جان و مال و آبرو، ستارگانِ راهنمایِ این ملت در هولناکترینِ طوفانها بودهاند. این روحِ بلندِ ایثار، سپرِ نامرئیِ ملت در برابرِ گزندِ روزگار بوده و ستونِ نامیرایی است که بنیانهایِ استوارِ این تمدن بر آن بنا نهاده شدهاند.
در آزمونهایِ دشوارِ تاریخ، همواره نیروهایی اهریمنیِ بیرونی تلاش کردهاند تا با ایجادِ شکافهایِ مصنوعی و تضعیفِ ارادهی جمعی، پیوندهایِ مستحکمِ این ملت را سست کنند. این کوششهایِ مذبوحانه، اما در تشخیصِ نادرستِ خود از ماهیتِ اصیلِ ملت ایران، دچارِ خطایی عظیم شدهاند. آنان قدرتِ درونی و تابآوریِ شگرفی را که از عمقِ ریشههایِ فرهنگی و ارزشیِ این ملت نشأت میگیرد، نادیده گرفتهاند. این فرهنگِ غنی، چشمهی جوشانی است که روحِ مقاومت را در کالبدِ ملت زنده نگه میدارد.
دشمنانِ این مرز و بوم، در فهمِ غلطِ خود از زبانِ مقاومتِ این ملت، پنداشتهاند که با حذفِ فیزیکیِ چهرههایِ برجسته، میتوانند شعلهی بیداری را خاموش کنند. اما غافل از آنکه هر ایثار، بذری است نویدبخش که در خاکِ مستعدِ ایران، ریشههایِ استقامت را عمیقتر میدواند و جوانههای امید را میپروراند. این فداکاریها، آیینهای شدهاند که وجدانِ بیدارِ جهانیان را به نظاره صلابتِ ایستادگیِ ملت ایران و حقانیتِ صلحآمیزِ آن وامیدارند. نورِ حقیقت، هرگز با تاریکی ظلمت خاموش نمیشود، بلکه در عرصهی جهانی، شکوهِ بیشتری مییابد.
نوروزِ ۱۴۰۵، بیش از هر زمان دیگری، ما را به تأمل در این گنجینهی ملی فرا میخواند؛ فرهنگِ فداکاری، میراثِ جاودانهای است که کیانِ ایران را در برابرِ فشارهایِ بیرونی حفظ کرده و آرایِ ملت را، فراتر از تفاوتهایِ ظاهری، در آرمانِ مشترکِ سربلندی، به هم نزدیکتر میسازد. تجربه مشترکِ سختیها، رشتهی نامرئیِ است که گرههایِ عمیقتری در اتحادِ ملی ایجاد میکند. اشتباهِ دشمنان در شناختِ ملتِ ایران، نقشِ بر آبی بیش نبوده است؛ چرا که قدرتِ حقیقی این ملت، نه در سلاح، که در ارادهی پولادین و روحِ سرشار از ایثار آن نهفته است.
این شکوهِ ایستادگی، حماسهای است ماندگار که ملتِ ایران، آن را برای نظارهی جهانیان به تصویر کشیده است؛ نمایشی از ملتی که ارزشهایِ بنیادین خود را پاس میدارد و آینده را با امید میسازد.



نظر شما :