دیپلماسی هستهای مکمل میدان در جنگ رمضان
گزارش مغرضانه رافائل گروسی
نویسنده: حمیدرضا اسمعیلی نجار، پژوهشگر حقوق هستهای
دیپلماسی ایرانی: همین چند ماه قبل بود که گزارش مغرضانهی رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی یکی از علل زمینهساز برای تهاجم دشمن آمریکایی صهیونی به میهن عزیز ما شد. در آن زمان، شهید لاریجانی از تصفیه حساب با گروسی پس از اتمام جنگ خبر داد اما نه تنها تصفیه حسابی انجام نشد بلکه مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، چند ماه بعد در قاهره با لبخند در کنار وزیر أمور خارجه کشورمان ژست پیروزمندانه برای توافقی گرفت که به علت برگرداندن تحریمهای سازمان ملل از طرف کشورهای اروپایی اجرایی نشد.
در پی تجاوز مجدد آمریکایی صهیونی به خاک کشورمان، شاهد اظهارات مغرضانه و خلاف مقررات بین المللی از سوی گروسی بودیم.
در ابتدا، گروسی ادعا کرد که اورانیوم غنیسازیشده شصت درصد ایران در یک مجتمع زیرزمینی در اصفهان نگهداری میشود که به نظر میرسد در حملات اسرائیل و آمریکا آسیبی ندیده است. این گفتهی آقای گروسی خلاف صریح مواد پنجم و نهم موافقتنامهی پادمان میان ایران و آژانس است. مطابق این مواد، آژانس باید تمامی احتیاط لازم برای حفظ اسرار تجاری، صنعتی و سایر اطلاعات محرمانهای که طی اجرای این موافقتنامه از آن آگاه میشود را به عمل آورد.
سپس، گروسی چند روز بعد در اظهاراتی وقیحانه مدعی شد که «هیچ جنگی نمیتواند توانمندی هسته ای ایران را نابود کند، مگر اینکه جنگ هستهای باشد». در واقع گروسی نه تنها تاکنون حملات چند بارهی آمریکایی صهیونی به ایران را محکوم نکرد بلکه برخلاف نص صریح موافقتنامهی پادمان میان ایران و آژانس، اساسنامهی آژانس، معاهدهی عدم گسترش سلاحهای هستهای و دیگر مقررات شناخته شدهی بینالمللی توصیه به بمباران اتمی این مراکز میکند. همهی این موارد در حالی است که دستگاه دیپلماسی کشور به اعتراض و انتقاد از عملکرد مدیرکل و نهایتا نامه به شورای امنیت بسنده کرده و ما اقدامات جدی در راستای مقابله با اقدامات ساختارشکنانه، غیرسازنده و خلاف مقررات و عهدنامههای بینالمللی از طرف مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی را شاهد نیستیم و همین امر جریتر شدن و اظهارات غیرمسئولانهی این مدیر – بلاگر آژانس بین المللی انرژی اتمی را باعث شده است.
نظامیان کشورمان در میدان جنگ و در همان ساعات ابتدایی پایگاههای دشمن در منطقه و سراسر سرزمین اشغالی را هدف قرار دادند و با کنترل موثر بر تنگهی هرمز و تعریف اقتصاد به عنوان جبههی جدید، در عمل نشان دادند که برای این تجاوز از قبل آماده بودهاند.
با این وجود، به نظر میرسد که دستگاه دیپلماسی کشور خود را برای مقابله با دشمن در میدان دیپلماسی آماده نکرده بوده یا اقداماتی که اکنون در حال انجام است، کافی و متناسب نیست. باید برای مقابلهی همه جانبه با دشمن در کنار میدان جنگ، در میدان دیپلماسی نیز برنامه داشت و کار وزارت امور خارجه فقط مذاکرههای بیثمر با املاکیها و آقازادههای نیویورک نیست که به علت مکر و حیله دشمن نتیجهی آن از قبل مشخص است.
در نتیجه، باید همانطور که تنگهی هرمز را بستیم فکری به حال تنگهی دیپلماسی نیز بکنیم. اقدامات عملی مرحله به مرحله از جمله اخراج تمامی بازرسان آژانس از کشور، تعلیق هرگونه همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ارسال اطلاعیهی خروج از معاهدهی عدم گسترش سلاحهای هستهای و نهایتا خروج از این معاهده میتواند پاسخ متناسبی به اقدامات طرف مقابل در میدان دیپلماسی باشد.
همانطور که در گذشته بارها عرض شد، نمیشود عضو معاهده عدم گسترش سلاحهای هستهای باشیم، برای اعتمادسازی محدودیتهای بسیاری را بر برنامهی هستهای خود اعمال کنیم، تحت شدیدترین بازرسیهای آژانس باشیم، پیچیدهترین و ظالمانهترین تحریمهای اقتصادی و تسلیحاتی بر ما اعمال شود، مورد تجاوز قرار بگیریم، تاسیسات هستهای ما بمباران شود و هنوز عضو معاهدهای باقی بمانیم که چیزی جز ضرر برای ما نداشته است. طرف مقابل باید بداند که اقداماتی که انجام میدهد نه تنها در میدان جنگ بلکه در میدان دیپلماسی نیز برای او هزینهساز است و نمیتواند به دلخواه خود دست به هرگونه عمل یا اظهار نظری بزند.


نظر شما :