افزایش نفوذ ایران در اقتصاد جهانی
ترامپ، غیرقابل پیش بینی ترین رئیس جمهور آمریکا
نویسنده: محمد بیدگلی، دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل ایران
دیپلماسی ایرانی: دونالد ترامپ به عنوان یکی از جنجالیترین شخصیتهای سیاسی قرن بیست و یکم، از منظر سیاسی و اجتماعی قابل تحلیل و بررسی عمیق است. خلاصه کوتاهی از مواضع ترامپ در هفتههای گذشته در جنگ چهلویک روزه :
تنگه را باز کنید.
کمک کنید تنگه را باز کنیم.
نیازی نداریم که تنگه باز باشد.
لعنتی ها تنگه را باز کنید وگرنه همه تان را نابود میکنم.
ما تنگه را میبندیم.
با عنایت به جملات فوق به نظر میرسد ترامپ شخصیتی پیچیده و چندبعدی دارد و رفتارهایش اغلب جنجالی و غیرمتعارف است. لذا از این منظر، درک و تحلیل دقیق شخصیت و رفتار ترامپ از اهمیت بالایی برخوردار است. ترامپ به خوبی از احساسات تودهها بهره میبرد و با شعارهایی مانند آمریکا اول، حمله به رسانههای جریان اصلی و نخبگان، و تأکید بر تهدیدات خارجی، گفتمان پوپولیستی مؤثری ایجاد کرده است. این گفتمان نه فقط در سیاست داخلی، بلکه در سیاست خارجی آمریکا نیز تأثیرگذار شده است. ترامپ به خوبی میداند چگونه از رسانهها برای شکلدهی به روایتهای عمومی استفاده کند. استفاده گسترده او از پلتفرم تروث سوشال نشاندهنده درک او از قدرت رسانههای اجتماعی در عصر دیجیتال است.
رویکرد ترامپ به سیاست خارجی مبتنی بر معاملهگری است که در آن توافقهای بینالمللی نه بر اساس منافع متقابل، بلکه با هدف دستیابی به پیروزی یکجانبه ارزیابی میشوند. او از توافقهایی چون برجام، پیمان اقلیمی پاریس و سازمان جهانی بهداشت خارج شد که به تضعیف نهادهای بینالمللی انجامید. ترامپ جهان را به دو گروه مخالفان و دوستان تقسیم میکند و این تفکر دوگانه در برخورد با دیگر کشورها آشکار است. این نگرش پیچیدگیهای روابط بینالملل را نادیده میگیرد و راهحلهای صفر و صد و یا سیاه و سفیدی پیشنهاد میدهد.
یکی از ویژگیهای بارز سبک رهبری دونالد ترامپ، ارائه تصویری خودبزرگبینانه و اغراقآمیز از خود است که به طور مکرر مشاهده شده است. ترامپ خود را به عنوان فردی منحصر به فرد و دارای توانمندیهای ویژه در حل مسائل پیچیده سیاسی و اقتصادی، از جمله خاتمه دادن به منازعات بین المللی معرفی کرده است؛ روندی که در سال ۲۰۲۶ نیز بدون وقفه ادامه یافته است. از منظر تحلیل گفتمان سیاسی، ترامپ مدعی است که تنها او قادر است بحرانهای بینالمللی را با سرعت و به طور مؤثر حل کند. یکی از استراتژی های مؤثر در تعامل با ترامپ، اجتناب از پذیرش خواستههای غیرمنطقی و اتخاذ موضع قاطعانه در برابر تحمیل شرایط یک جانبه و ناعادلانه است. در صورتی که ترامپ متوجه شود طرف مقابل أرادهای به ایستادگی در برابر فشارهای او ندارد و در برابر شرایط غیرمنطقی تسلیم میشود، احتمالا بهدنبال افزایش فشارها و درخواستهای بیشتر خواهد بود. برعکس، در صورت مواجهه با مقاومت جدی و غیرقابل انعطاف، احتمال عقبنشینی ترامپ و بازنگری در سیاست های خود به طور قابل توجهی افزایش مییابد.
در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، شاخصهایی مانند خودشیفتگی سیاسی، گرایشهای اقتدارگرایانه، بهرهگیری از گفتمان پوپولیستی، حمله به مشروعیت رسانهها و ترویج عامدانه اطلاعات نادرست همچنان پررنگ باقی ماندهاند. ترامپ در مواجهه با هرگونه امتیازدهی، آن را نشانهای از ضعف طرف مقابل و فرصتی برای افزایش فشار و دستیابی به امتیازات بیشتر میداند. در این راستا، هرگونه عقبنشینی کشورها از اصول و منافع خود، این پیام را به ترامپ میدهد که سیاستهای فشار حداکثری او کارگر بوده است و به دنبال آن برای دستیابی به امتیازهای بیشتر پیش خواهد آمد. بنابراین، پافشاری بر اصول و منافع ملی و ایستادگی در برابر خواستههای غیرمنطقی ترامپ، نه تنها از منافع ملی کشور دفاع میکند، بلکه میتواند به ایجاد توافقات پایدارتر و تعاملات متوازنتر منتهی شود.


نظر شما :