استراتژی میانجیگری در سایه
واکاوی طرح پنجمادهای پکن - اسلامآباد
دیپلماسی ایرانی: اعلام خبر سفر رسمی شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان به پکن و رونمایی از یک طرح پنجمادهای برای مدیریت تنشهای منطقهای، گرچه یک اقدام دیپلماتیک به نظر میرسد؛ اما رویکرد به آن نشانگر یک بعد دیگری از آزمودنِ نقشِ تسهیلگرِ ژئوپلیتیکی پاکستان برای چین است.
این طرح در شرایطی به وقوع می پیوندد که سیاست خارجی آمریکا با رویکردهای غیرقابل پیشبینیِ دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا عدم قطعیت متغیرهای امنیتی منطقه را سبب شده است.
به نظر میرسد پکن و اسلامآباد با این ابتکار عمل، بیش از آن که درصدد یک توافق صلحِ جامع باشند، تلاش میکنند برای جلوگیری از ناامنیهای منطقهای به پروژههای کلانِ زیرساختی چین مدیریتِ وضع موجود را در دست بگیرند.
ایفای نقشِ یک میانجیِ مرجع توسط پاکستان قابل تأمل است. اسلامآباد تحت فشارهای اقتصادی است و به بازتعریفِ وزنِ استراتژیک خود نیاز دارد. لذا میتواند از دو محور روابط حسنه با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و همگرایی با چین، ضعف خود را برطرف کند. بر همین اساس میتوان با توجه به نکتهی حقوقی و امنیتیِ مهم امنیت تأسیسات هستهای در اظهارات سخنگوی وزارت أمور خارجه پاکستان، این موضعگیری یک خط قرمزِ را مشاهده کرد.
این نکته در واقع پیام و هشداری از سوی پکن به بازیگران فرامنطقهای در مورد امنیتِ انرژی و زیرساختهای استراتژیک، حوزهیِ نفوذِ مستقیم چین است. چین در واقع هشدار می دهد هر گونه تغییرِ موازنه از طریق جنگهای نیابتی یا حملات نامتقارن، هزینههای دیپلماتیکِ سنگینی را برای آمریکا و اسرائیل به همراه خواهد داشت.
با این حال، این طرح تا چه حدودی تأثیرگذاراست؟ چون متن آن منتشر نشده است باید تردید داشت. آیا پکن میتواند از طریق این طرح توسعهگراییِ صلحمحور را جایگزینِ سیاستهای قدرتمحورِ غرب کند؟ یا میتوان بیشتر این طرح ۵ مادهای را یک بیانیه سیاسی برای تثبیتِ موازنه قدرت بدون کارآمدیِ حقوقی و اجراییِ چندانی تلقی کرد؟
به نظر میرسد بیان این خبر بدون انتشار مفاد این طرح بیشتر تلاشِ دو متحد برای نهادسازیهای موازی نه حل ریشهای بحران است. چین و پاکستان بیشتر در نظر دارند تنشها را منجمد کنند تا به یک ثبات برای ضریب ایمنی بالا در راستای منافعِ اقتصادیِ بلوکِ پکن – اسلامآباد باشد.


نظر شما :