ایران در آستانه نظم جدید منطقه‌ای

از بازدارندگی نظامی تا سرمایه راهبردی ملت

۲۰ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۰۰ کد : ۲۰۳۹۳۸۳ اخبار اصلی خاورمیانه
سید حجت سیداسماعیلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی قرار گرفته است که بسیاری از تحلیلگران آن را متفاوت از گذشته ارزیابی می‌کنند. کشوری که طی چهار دهه گذشته همزمان با تحریم‌های گسترده اقتصادی، فشارهای سیاسی، جنگ‌های نیابتی، عملیات‌های امنیتی و تهدیدهای مکرر نظامی مواجه بوده، نه تنها از معادلات منطقه حذف نشده، بلکه به یکی از اضلاع اصلی هرگونه نظم امنیتی جدید در غرب آسیا تبدیل شده است.
از بازدارندگی نظامی تا سرمایه راهبردی ملت

نویسنده: سیدحجت سیداسماعیلی کارشناس ارشد علوم سیاسی

دیپلماسی ایرانی: تحولات سال‌های اخیر در غرب آسیا و رویارویی‌های کم‌سابقه میان ایران، آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن، صرفاً یک سلسله رخدادهای نظامی یا امنیتی نبود؛ بلکه نقطه عطفی در بازتعریف موازنه قدرت در منطقه و حتی در بخشی از نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. اکنون که سخن از مذاکرات، کاهش تنش و احتمال شکل‌گیری ترتیبات جدید امنیتی در منطقه به میان آمده، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی در یک نبرد تاکتیکی پیروز یا شکست خورده است؛ بلکه مسئله اساسی آن است که کدام بازیگر توانسته جایگاه خود را در معادلات آینده تثبیت کند و با دست پر وارد دوران پساجنگ و پساتنش شود.

در این میان، جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی قرار گرفته است که بسیاری از تحلیلگران آن را متفاوت از گذشته ارزیابی می‌کنند. کشوری که طی چهار دهه گذشته همزمان با تحریم‌های گسترده اقتصادی، فشارهای سیاسی، جنگ‌های نیابتی، عملیات‌های امنیتی و تهدیدهای مکرر نظامی مواجه بوده، نه تنها از معادلات منطقه حذف نشده، بلکه به یکی از اضلاع اصلی هرگونه نظم امنیتی جدید در غرب آسیا تبدیل شده است. امروز هیچ طرح امنیتی، اقتصادی یا سیاسی در منطقه بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه ایران قابلیت تحقق ندارد و این خود نشان‌دهنده ارتقای موقعیت ژئوپلیتیکی کشور در مقایسه با دهه‌های گذشته است.

یکی از مهم‌ترین دلایل این جایگاه، ترکیب منحصر به فردی از عوامل جغرافیایی، نظامی و راهبردی است. ایران در قلب یکی از حساس‌ترین مناطق انرژی جهان قرار گرفته و بر تنگه هرمز، مهم‌ترین گذرگاه انتقال انرژی جهان، اشراف دارد. اهمیت این موقعیت تنها در توانایی بالقوه تأثیرگذاری بر مسیرهای انرژی نیست، بلکه در این واقعیت نهفته است که ثبات بازار جهانی نفت و گاز بدون در نظر گرفتن امنیت و نقش ایران امکان‌پذیر نیست. همین ویژگی سبب شده است که حتی قدرت‌های بزرگ جهانی نیز در محاسبات راهبردی خود ناچار به لحاظ کردن وزن و تأثیر ایران باشند.

در کنار این مزیت ژئوپلیتیکی، توسعه توان بازدارندگی دفاعی ایران طی دهه‌های اخیر نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر موازنه قدرت داشته است. صنعت موشکی، توان پهپادی، ظرفیت‌های جنگ الکترونیک، شبکه دفاعی چندلایه و دانش هسته‌ای، مجموعه‌ای از قابلیت‌ها را شکل داده‌اند که هزینه هرگونه اقدام نظامی گسترده علیه ایران را به سطحی بی‌سابقه رسانده است. در واقع مهم‌ترین دستاورد این روند، ایجاد بازدارندگی مؤثر بوده است؛ بازدارندگی‌ای که موجب شده گزینه نظامی علیه ایران برخلاف گذشته با پیچیدگی‌ها و هزینه‌های فراوانی همراه باشد.

در همین چارچوب، برنامه هسته‌ای ایران نیز صرفاً یک پروژه علمی یا فنی تلقی نمی‌شود، بلکه به نمادی از توان ملی و ظرفیت بومی کشور در عبور از فشارهای بین‌المللی تبدیل شده است. صرف نظر از اختلاف دیدگاه‌ها درباره ابعاد مختلف این برنامه، واقعیت آن است که حفظ و توسعه دانش هسته‌ای در شرایط شدیدترین تحریم‌ها، تصویری از توان علمی و صنعتی ایران را به نمایش گذاشته که در معادلات قدرت جهانی قابل چشم‌پوشی نیست.

اما شاید مهم‌ترین مؤلفه قدرت ایران نه در موشک‌ها، نه در تأسیسات هسته‌ای و نه در موقعیت ژئوپلیتیکی آن، بلکه در عنصر «تاب‌آوری ملی» نهفته باشد. تجربه دهه‌های گذشته نشان داده که جامعه ایران در برابر فشارهای خارجی از ظرفیت قابل توجهی برای حفظ انسجام ملی برخوردار است. در بسیاری از بحران‌های امنیتی و نظامی، شکاف‌های سیاسی و اجتماعی موجود در داخل کشور در برابر تهدید خارجی تا حد زیادی رنگ باخته و نوعی همگرایی ملی شکل گرفته است. این ویژگی که ریشه در تاریخ، فرهنگ و هویت تمدنی ایرانیان دارد، یکی از مهم‌ترین عوامل پایداری کشور در برابر فشارهای مستمر خارجی به شمار می‌رود.

از همین منظر، نقش مردم ایران در تحولات اخیر واجد اهمیت ویژه‌ای است. برخلاف بسیاری از کشورها که در شرایط بحران‌های شدید امنیتی دچار فروپاشی اجتماعی یا ازهم‌گسیختگی سیاسی می‌شوند، جامعه ایرانی بارها نشان داده است که در لحظات حساس تاریخی توانایی بازتولید انسجام و همبستگی ملی را دارد. این سرمایه اجتماعی، که حاصل قرن‌ها تجربه تاریخی و هویت ریشه‌دار ملی است، مهم‌ترین پشتوانه امنیت ملی کشور محسوب می‌شود. شاید بتوان گفت در جهان معاصر کمتر کشوری وجود دارد که بتواند همزمان تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی، رسانه‌ای، سیاسی و امنیتی قرار گیرد و در عین حال ساختار اجتماعی و ملی خود را حفظ کند. همین ویژگی است که بسیاری از محاسبات خارجی درباره ایران را با خطا مواجه ساخته است.

در سوی دیگر این تحولات، وضعیت اپوزیسیون خارج از کشور نیز دستخوش تغییرات مهمی شده است. اغلب جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی طی دهه های گذشته تصور می‌کردند فشار خارجی، تحریم‌های اقتصادی یا حتی رویارویی نظامی می‌تواند به تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی ایران منجر شود. لذا خیلی زود در صف دشمن قرار گرفتند و در تماتمی ابعاد ضد ملی شروع به همکاری دشمنان مردم ایران کردند. اما تحولات اخیر نشان داد به‌واسطه سوابق ننگین اپوزیسیون خارج‌نشین در همکاری با دشمنان مردم ایران، فاصله معناداری میان این گروه‌ها و واقعیت‌های اجتماعی داخل کشور وجود دارد. بنابراین بسیاری از این جریان‌ها نتوانستند در بزنگاه‌های حساس، جایگاهی در افکار عمومی ایران پیدا کنند و همراهی آنان با سیاست‌های فشار خارجی از بین رفتن اعتبار اجتماعی‌شان را موجب شد. از این رو می‌توان گفت یکی از پیامدهای مهم تحولات اخیر، آشکار شدن محدودیت نفوذ و تأثیرگذاری اپوزیسیون خارج‌نشین و وابسته در معادلات واقعی جامعه ایران بوده است؛ به‌نحوی‌که در دوران پسا جنگ دیگر نام و نشانی از آنان باقی نمانده است و به‌کلی از فضای سیاسی اجتماعی ایران حذف خواهند شد.

در سطح منطقه‌ای نیز نشانه‌های مهمی از تغییر رویکردها مشاهده می‌شود. کشورهای عربی خلیج فارس که در گذشته امنیت خود را عمدتاً در چارچوب چتر حمایتی آمریکا تعریف می‌کردند، اکنون به سمت سیاست‌های متوازن‌تر حرکت کرده‌اند. توسعه روابط با چین، گسترش همکاری با قدرت‌های آسیایی و تلاش برای کاهش تنش با ایران نشان می‌دهد که منطقه در حال عبور از الگوی سنتی وابستگی کامل به قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. این روند الزاماً به معنای فاصله گرفتن کامل از آمریکا نیست، اما نشان‌دهنده شکل‌گیری درک جدیدی از ضرورت همکاری‌های منطقه‌ای و کاهش تنش‌های مزمن است.

در چنین شرایطی، جبهه مقاومت نیز وارد مرحله‌ای تازه خواهد شد. اگر در دهه‌های گذشته نقش این محور بیشتر در عرصه نظامی و امنیتی تعریف می‌شد، در دوران جدید احتمالاً ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن برجسته‌تر خواهد شد. نفوذ منطقه‌ای ایران دیگر صرفاً از مسیر ابزارهای نظامی سنجیده نمی‌شود، بلکه توانایی ایجاد ائتلاف‌های سیاسی، همکاری‌های اقتصادی و مشارکت در ترتیبات امنیتی جدید منطقه نیز به همان اندازه اهمیت خواهد یافت.

در نهایت، مهم‌ترین واقعیت دوران پیش رو آن است که منطقه به سختی می‌تواند به شرایط پیش از جنگ و پیش از بحران بازگردد. موازنه‌ها تغییر کرده‌اند، تصورات گذشته درباره قدرت مطلق بازیگران بزرگ به چالش کشیده شده و وزن بازیگران منطقه‌ای افزایش یافته است. ایران نیز با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی، توان بازدارندگی، ظرفیت علمی، شبکه نفوذ منطقه‌ای و مهم‌تر از همه پشتوانه مردمی، تاب‌آوری ملی، همچنین شناخت عمیق مردم از جریانات ضدملی وارد مرحله‌ای شده است که می‌تواند آن را نه صرفاً یک قدرت منطقه‌ای، بلکه یکی از بازیگران تأثیرگذار در شکل‌دهی به نظم جدید غرب آسیا دانست. با این حال، موفقیت نهایی این جایگاه به میزان توانایی کشور در تبدیل سرمایه‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی به توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی، پیشرفت علمی و افزایش قدرت نرم بستگی خواهد داشت؛ زیرا در جهان امروز، ماندگارترین قدرت‌ها آنهایی هستند که بتوانند پیروزی‌های راهبردی را به پیشرفت پایدار ملی تبدیل کنند.

کلید واژه ها: ایران جمهوری اسلامی ایران جنگ رمضان ایران و امریکا ایران و امریکا و اسرائیل جنگ ایران و امریکا و اسرائیل حمله امریکا حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران سید حجت سیداسماعیلی


( ۱ )

نظر شما :