ایستگاه اسلام آباد

انتظار برای به نتیجه رسیدن دیپلماسی پاکستان

۳۰ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۸۶۰۶ اخبار اصلی اخبار داخلی خاورمیانه
سجاد عابدی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: جهان با نفس‌های حبس شده، منتظر است تا ببیند آیا «دیپلماسی در زمین پاکستان» می‌تواند آتش جنگی را که چهل روز پیش شعله‌ور شد، برای همیشه خاموش کند یا خیر.
انتظار برای به نتیجه رسیدن دیپلماسی پاکستان

نویسنده: سجاد عابدی، کارشناس ارشد مسائل امنیتی

دیپلماسی ایرانی: در فروردین‌ماه ۱۴۰۵، جغرافیای سیاسی منطقه یکی از پیچیده‌ترین و سرنوشت‌سازترین کنش‌های دیپلماتیک قرن حاضر را شاهد است. پس از چهل روز نبرد بی‌سابقه که با تهاجم نیروهای آمریکایی و صهیونیستی آغاز شد و با پاسخ‌های راهبردی ایران در انسداد تنگه هرمز و ضربات موشکی به پایگاه‌های منطقه‌ای همراه بود، اکنون «اسلام‌آباد» به زمین بازی جدیدی تبدیل شده است که می‌تواند مرز میان «صلح پایدار» و «جنگ فراگیر» را تعیین کند. دور بعدی این مذاکرات که در فضای پس از شهادت رهبری سابق و در دوران گذار به رهبری آیت الله مجتبی خامنه‌ای برگزار می‌شود، صرفاً یک گفت‌وگوی دیپلماتیک نیست، بلکه آزمونی برای «دیپلماسی اقتدار» ایران و «معامله‌گری سخت‌سرانه» دولت ترامپ است.

در ادامه، ابعاد مختلفی که دور بعدی مذاکرات آن‌ها را تعیین تکلیف خواهد کرد، بررسی می‌کنیم:

۱. تعیین تکلیف «تنگه هرمز»؛ حاکمیت یا نظارت بین‌المللی؟

یکی از اصلی‌ترین محورهایی که در دور بعدی مشخص خواهد شد، وضعیت حقوقی و نظامی تنگه هرمز است. ایران در طول جنگ ۴۰ روزه نشان داد که توانایی بستن شریان اصلی انرژی جهان را دارد. در مذاکرات اسلام‌آباد، هیئت ایرانی به سرپرستی محمدباقر قالیباف بر «حاکمیت مطلق و نظارت ایران» بر این آبراهه پافشاری کرده است. در مقابل، تیم آمریکایی به رهبری جی‌دی ونس و جرد کوشنر، خواهان بازگشایی فوری و تضمین‌شده تنگه تحت نظارت‌های بین‌المللی یا محدودیت‌های نظامی ایران است. دور بعدی مذاکرات مشخص خواهد کرد که آیا آمریکا واقعیت جدید قدرت دریایی ایران را پذیرفته است یا خیر. این موضوع برای ایران یک «خط قرمز راهبردی» است و هرگونه عقب‌نشینی از آن، توازن قوا را به نفع واشینگتن تغییر خواهد داد.

۲. مدل هسته‌ای جدید: «غنی‌سازی نمادین» یا «حق صنعتی»؟

گزارش‌های رسیده از اسلام‌آباد حاکی است که دولت ترامپ از موضع اولیه «غنی‌سازی صفر» اندکی عقب‌نشینی کرده و به دنبال مدلی تحت عنوان «غنی‌سازی نمادین و محدود» برای اهداف پزشکی و پژوهشی است. با این حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، صراحتاً اعلام کرده که ایران به دنبال تثبیت «حق غنی‌سازی صنعتی» و حفظ دستاوردهای هسته‌ای خود است. دور بعدی مذاکرات تعیین خواهد کرد که آیا طرفین می‌توانند بر سر یک «عدد میانی» در درصد و حجم غنی‌سازی به توافق برسند یا اصرار آمریکا بر نظارت‌های فراتر از پروتکل و محدودیت‌های دائمی، مذاکرات را به بن‌بست خواهد کشاند.

۳. غرامت جنگی و رفع تحریم‌ها؛ فراتر از برجام

تفاوت بنیادین مذاکرات ۱۴۰۵ با توافق سال ۲۰۱۵ (برجام)، در مطالبات حقوقی ایران نهفته است. تهران اکنون نه تنها خواهان لغو تمامی تحریم‌های اولیه و ثانویه است، بلکه بند «پرداخت خسارت» بابت تهاجم ۴۰ روزه را نیز روی میز گذاشته است. دور بعدی مشخص می‌کند که آیا دولت ترامپ که با منطق «اول آمریکا» و صرفه‌جویی اقتصادی روی کار آمده، حاضر است بابت ماجراجویی نظامی خود هزینه‌ای مالی یا دست‌کم امتیازات اقتصادی کلان (نظیر آزادسازی کامل دارایی‌ها و تضمین فروش نفت) به ایران بپردازد؟ پذیرش یا رد این بند، عیار موفقیت «طرح ۱۰ ماده‌ای ایران» را مشخص خواهد کرد.

۴. جبهه مقاومت و سرنوشت جنوب لبنان

در حالی که آتش‌بس موقت فعلی شامل جغرافیای ایران شده، وضعیت در جنوب لبنان و جبهه مقاومت همچنان متزلزل است. ایران در اسلام‌آباد تاکید کرده است که هرگونه توافق با آمریکا باید شامل «توقف کامل تجاوزات علیه لبنان» باشد. دور بعدی مذاکرات تعیین خواهد کرد که آیا واشینگتن می‌تواند رژیم صهیونیستی را به پذیرش یک آتش‌بس پایدار در مرزهای شمالی مجبور کند یا خیر. اگر آمریکا نتواند تضمینی برای امنیت متحدان منطقه‌ای ایران فراهم کند، احتمال خروج هیئت ایرانی از اتاق مذاکرات و از سرگیری «دفاع فعال» بسیار بالا خواهد بود.

۵. آزمون تثبیت رهبری جدید در تهران و اعتبار ترامپ در واشینگتن

از منظر تحلیل سیاسی، دور بعدی مذاکرات تعیین‌کننده جایگاه بین‌المللی رهبری جدید ایران است. آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای با تاکید بر «صبر راهبردی» و در عین حال «پاسخ قاطع»، مسیری را ترسیم کرده‌اند که در آن مذاکره از موضع قدرت انجام می‌شود. موفقیت در این مذاکرات می‌تواند به معنای تثبیت اقتدار ملی در دوران جدید باشد. در سوی دیگر، ترامپ که با وعده پایان دادن به «جنگ‌های ابدی» به کاخ سفید بازگشته است، تحت فشار شدید افکار عمومی داخلی آمریکا قرار دارد که از هزینه‌های جنگ با ایران خسته شده‌اند. دور بعدی مشخص خواهد کرد که کدام طرف در «جنگ اراده‌ها» تاب‌آوری بیشتری دارد.

۶. سناریوهای پیش‌رو: توافق موقت یا بازگشت به جنگ؟

با توجه به خروج تیم فنی آمریکا از اسلام‌آباد و بازگشت آن‌ها به واشینگتن برای مشورت، دور بعدی به احتمال زیاد یکی از دو مسیر زیر را رقم خواهد زد:

- سناریوی اول: «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد»؛ یک توافق میان‌مدت که در آن آتش‌بس تمدید می‌شود، بخشی از تحریم‌ها معلق می‌شود و ایران بازگشایی تدریجی تنگه هرمز را آغاز می‌کند. این سناریو به معنای پیروزی دیپلماسی در لبه پرتگاه است.

- سناریوی دوم: «بن‌بست و محاصره متقابل»؛ در صورت زیاده‌خواهی آمریکا و اصرار بر بازرسی‌های نظامی، مذاکرات شکست می‌خورد و جهان باید برای شروع مجدد نبردها، این بار با شدت بیشتر و احتمالاً درگیری‌های مستقیم در بنادر و زیرساخت‌های انرژی آماده باشد.

دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، نقطه عطف تاریخ معاصر منطقه خواهد بود. این نشست مشخص می‌کند که آیا نظم نوین جهانی، قدرت نوظهور ایران را به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف و مسلط بر آبراه‌های کلیدی پذیرفته است یا خیر. آنچه در راهروهای سیاسی اسلام‌آباد می‌گذرد، نه تنها سرنوشت سفره ایرانیان و اقتصاد جهانی، بلکه نقشه سیاسی غرب آسیا را برای دهه‌های آینده ترسیم خواهد کرد. جهان با نفس‌های حبس شده، منتظر است تا ببیند آیا «دیپلماسی در زمین پاکستان» می‌تواند آتش جنگی را که چهل روز پیش شعله‌ور شد، برای همیشه خاموش کند یا خیر.

کلید واژه ها: سجاد عابدی ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا نشست اسلام‌آباد پاکستان آتش بس مذاکرات پاکستان ایران و امریکا و اسرائیل جنگ ایران و امریکا و اسرائیل حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران


( ۵ )

نظر شما :