حل مسائل هسته‌ای به «مشکل تقسیم‌ناپذیری» منجر خواهد شد

توافق آتش‌بس ترامپ و ایران، بازگشتی پرهزینه به شرایط قبل از جنگ

۲۶ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۹۴۹۹ اخبار اصلی خاورمیانه
دونالد ترامپ تفاهم‌نامه را که قرار است روز جمعه امضا شود به عنوان یک پیروزی اعلام و ادعا کرد که تنگه هرمز برای همه باز است، محاصره ایالات متحده برداشته شده و نفت دوباره جریان دارد. چیزی که ترامپ به آن اشاره نکرد، برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده آن بود که یکی از دلایل اصلی ذکر شده برای شروع جنگ بود. موضوع هسته‌ای – همراه با مسائل اصلی مانند موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی ایران – به مدت ۶۰ روز به تعویق افتاده است. این موضوع دو سؤال مهم را مطرح می‌کند: جنگ واقعاً برای چه بود؟ و ایالات متحده چه چیزی به دست آورد؟
توافق آتش‌بس ترامپ و ایران، بازگشتی پرهزینه به شرایط قبل از جنگ

نویسنده: فرح ان. جان (Farah N. Jan)، مدرس ارشد روابط بین‌الملل، دانشگاه پنسیلوانیا

دیپلماسی ایرانی: شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، که به عنوان مذاکره کننده کلیدی بین ایالات متحده و ایران کار می‌کرد، در ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶ اعلام کرد که دو طرف بر سر توافقی برای پایان دادن به جنگ به توافق رسیده‌اند. این توافق رسماً در ۱۹ ژوئن در سوئیس امضا خواهد شد.

رئیس جمهور دونالد ترامپ این را در شبکه اجتماعی Truth Social به عنوان یک پیروزی اعلام و ادعا کرد که تنگه هرمز برای همه باز است، محاصره ایالات متحده برداشته شده و نفت دوباره جریان دارد. چیزی که ترامپ به آن اشاره نکرد، برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده آن بود که یکی از دلایل اصلی ذکر شده برای شروع جنگ بود.

موضوع هسته‌ای – همراه با مسائل اصلی مانند موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی ایران – به مدت ۶۰ روز به تعویق افتاده است. این موضوع دو سؤال مهم را مطرح می‌کند: جنگ واقعاً برای چه بود؟ و ایالات متحده چه چیزی به دست آورد؟

من به عنوان یک متخصص امنیت بین‌المللی و هسته‌ای، معتقدم که پاسخ هیچ چیز نیست – و در این فرایند، ایالات متحده اعتبار خود را به عنوان یک شریک مذاکره از دست داد.

چرا مسئله هسته‌ای سخت‌ترین مسئله است

«نظریه خردگرایانه جنگ»، آنطور که توسط دانشمند علوم سیاسی، جیمز فیرون، در سال ۱۹۹۵ مطرح شد، سه مشکل را شناسایی می‌کند که کشورها را به سمت جنگ سوق می‌دهد، زمانی که ترجیح می‌دهند به توافق برسند: اطلاعات ناقص در مورد عزم یکدیگر؛ ناتوانی در وعده معتبر برای یک توافق یا تعهد؛ و آنچه محققان روابط بین‌الملل آن را مشکل غیرقابل تقسیم بودن می‌نامند – زمانی که موضوع مورد اختلاف را نمی‌توان تقسیم یا به اشتراک گذاشت، زیرا هیچ حد وسطی برای حل و فصل باقی نمی‌گذارد.

جنگ دلیل اول را روشن کرد. هر یک از طرفین دید که طرف دیگر واقعاً چه خواهد کرد – ایالات متحده چقدر مایل به استفاده از نیروی نظامی است و ایران در حالی که همچنان در جنگ باقی می‌ماند چه چیزی را می‌تواند جذب کند.

چیزی که جنگ نتوانست حل کند مشکل تعهد هسته ای بود. و این چیزی بود که به اختلافات میان آمریکا و ایران بازمی‌گردد.

ایران به برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵، توافق هسته‌ای مهمی که برنامه هسته‌ای تهران را محدود می‌کرد، پایبند بود. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی راستی‌آزمایی کرد که تهران غنی‌سازی اورانیوم را تا ۳.۶۷ درصد و ذخایر خود را زیر ۳۰۰ کیلوگرم نگه داشته است – غلظتی که برای سوخت رآکتور برق استفاده می‌شود، اما برای یک برنامه تسلیحاتی بسیار کم است.

اما ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شد و ترامپ بعداً آن را «بدترین توافقی که تا به حال امضا شده» دانست که دلیل او وجود بندهای مربوط به غروب برجام و سکوتش در قبال موشک‌های بالستیک ایران بود.

ایران در سال ۲۰۲۵ به مذاکرات بازگشت و ایالات متحده و اسرائیل در حالی که آن مذاکرات هنوز در حال انجام بود، ایران را بمباران کردند. به همین ترتیب، در فوریه ۲۰۲۶ مذاکرات در جریان بود و رسیدن به توافق در دسترس بود که اسرائیل و ایالات متحده به ایران حمله کردند و آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب و علی لاریجانی، مذاکره‌کننده ارشد، را به قتل رساندند.

ایالات متحده رکوردی در نادیده گرفتن قراردادهای خود و شکستن روند مذاکرات نشان داده است. به همین دلیل است که ایران اکنون بر ضمانت‌ها پافشاری می‌کند و رفع تحریم‌ها قبل از امضای توافق را خواستار است و به فقط حسن نیت اکتفا نمی‌کند.

کشوری که قبلاً به تعهدات خود پایبند بوده و همچنان بمباران شده است، دلیل کمی برای پذیرش وعده‌های کاهش تحریم‌ها در آینده دارد. به همین دلیل، من معتقدم که تعویق ۶۰ روزه، دریچه‌ای برای تهران است تا ببیند آیا ایالات متحده و اسرائیل آتش‌بس را در تمام جبهه‌ها، از جمله لبنان، حفظ خواهند کرد یا خیر.

سومین مشکل تقسیم‌ناپذیری – زمانی که چیز یا موضوع مورد مناقشه را نمی‌توان تقسیم کرد یا به اشتراک گذاشت – این است که چرا مسئله هسته‌ای سخت‌ترین است.

اکثر اختلافات را می‌توان تقسیم کرد. به عنوان مثال، تحریم‌ها را می‌توان به تدریج برداشت. حتی یک برنامه هسته‌ای را می‌توان با شمارش سانتریفیوژها، محدود کردن سقف غنی سازی و اندازه گیری ذخایر تقسیم کرد، چیزی که جهان در توافق برنامه جامع اقدام مشترک مشاهده کرد.

آنچه قابل تقسیم نیست، تقاضای ایالات متحده برای غنی سازی اورانیوم صفر است و تهران غنی سازی اورانیوم را یک حق حاکمیتی می‌خواند.

یک معامله، یک جنگ و یک آتش‌بس

توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ در ازای لغو تحریم‌ها همچنین سانتریفیوژهای ایران – ماشین‌هایی که غنی‌سازی را انجام می‌دهند – محدود کرد و برنامه هسته‌ای ایران را تحت شدیدترین بازرسی‌ها قرار داد.

مسئله هسته‌ای بخشی از توافق ۲۰۱۵ نبود، بلکه توافق واقعی بود.

در جریان مذاکرات ژوئن ۲۰۲۵ با ایران و بار دیگر در فوریه ۲۰۲۶، موضوع ایالات متحده همچنان در مورد برنامه هسته‌ای ایران بود، اما در جهت مخالف برنامه جامع اقدام مشترک. موضوع محدودیت‌ها نبود، بلکه حذف کامل برنامه هسته‌ای ایران بود.

در هر دو دور مذاکرات در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، استیو ویتکاف، نماینده واشینگتن، غنی‌سازی صفر و برچیدن نطنز، فردو و اصفهان – سه سایت مهم هسته‌ای ایران – را خواستار شد. ایران غنی سازی را حق حاکمیتی خواند و نپذیرفت.

هر دو دور مذاکرات با بمب گذاری به پایان رسید

توافق کنونی که قرار است در ۱۹ ژوئن امضا شود، محدودیتی برای غنی‌سازی ایران قائل نیست و همچنین درباره حذف برنامه هسته‌ای این کشور بحث نمی‌کند. به جنگ پایان می‌دهد، تنگه هرمز را بازگشایی می‌کند و غنی‌سازی، ذخایر، موشک‌ها و نمایندگان منطقه‌ای ایران را به مذاکرات ۶۰ روزه می‌فرستد.

در مصاحبه اخیر با نیویورک تایمز، ترامپ گفت که عجله‌ای برای برداشتن سوخت نزدیک به درجه بمب که هنوز در زیر سایت‌های بمب گذاری شده مدفون است، ندارد. او مدعی شد که ایران غنی‌سازی را برای ۱۵ یا ۲۰ سال تعلیق می‌کند و فقط برای اهداف غیرنظامی غنی‌سازی می‌کند.

در توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، به مسئله هسته‌ای پرداخته شد که در آن ۹۷ درصد از ذخایر ایران از کشور خارج شد و محدودیت [کاهش] یک واقعیت تأیید شده بود.

از آنجا که به هیچ یک از این مسائل نمی‌پردازد، توافق ترامپ یک توافق آتش‌بس است، نه یک توافق هسته‌ای. 

بازگشت پرهزینه به وضعیت موجود

با بازگشت به تئوری چانه‌زنی، می‌دانیم که جنگ مشکل اطلاعات را حل کرد – نشان داد که هر طرف چه چیزی را تحمل خواهد کرد.

مشکل تعهدات همچنان پابرجاست. هیچ یک از طرفین هنوز نمی‌تواند قولی بدهد که طرف مقابل به آن اعتقاد داشته باشد، به‌خصوص ایرانی که مذاکره‌کنندگانش کشته شده‌اند.

من معتقدم که مشکل تقسیم‌ناپذیری اکنون بدتر شده است. مسئله غنی‌سازی صفر در مقابل حق حاکمیتی قابل تقسیم نیست. تعویق ۶۰ روزه فعلی یک راه حل نیست. این همان مشکل حل نشده با ساعت متصل است.

تنها چیزی که می‌تواند تغییر کند، خویشتن‌داری آمریکاست. اگر واشینگتن اسرائیل را از حمله به ایران و لبنان باز دارد، می‌تواند به‌آرامی اعتبار خود را که در دو جنگ از بین رفته بود، بازسازی کند. و این یک چالش واقعی برای دولت ترامپ است.

حتی زمانی که توافق در حال نهایی شدن بود، اسرائیل به بیروت حمله کرد، اقدامی که می‌تواند هر گونه گفت‌وگو را از مسیر خارج کند.

به نظر من، پنجره ۶۰ روزه را نه باید به عنوان مسیری برای حل و فصل، بلکه به عنوان فاصله زمانی یا مکث قبل از شکست بعدی خواند.

من در ماه آوریل استدلال کردم که این درگیری به یک توافق کامل منجر نخواهد شد، بلکه به مجموعه‌ای از وقفه‌های مورد مناقشه منجر خواهد شد. توافقی که قرار است در ۱۹ ژوئن امضا شود، اولین مورد از آنهاست.

ایران با دانش غنی‌سازی دست نخورده، ذخایر مدفون و دلیل تازه‌ای برای این باور که تنها یک سلاح هسته‌ای می‌توانست از حمله آمریکا و اسرائیل جلوگیری کند، ظاهر می‌شود.

اما ایران همچنین می‌داند که ایستادگی کرده و توانسته است به پایگاه‌ها و متحدان آمریکا در منطقه حمله کند. اهرمی را کشف کرده که قبلاً نمی دانسته است که دارد. ثابت شده است که تنگه هرمز بازدارندگی بهتری نسبت به بمب هسته‌ای دارد.

تنگه باز است، نفت در جریان است، و مسئله جنگ بر سر آن دقیقاً از همان جایی است که شروع شده است. هزاران نفر جان باختند تا به نقطه اول برگردند. هیچ کس برنده نشده است، اگرچه هر دو طرف خواهند گفت که بردند.

منبع: دِ کانورسیشن / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا تفاهمنامه ایران و امریکا تفاهم هسته ای دونالد ترامپ ایران و ترامپ ایران توافق غنی سازی اورانیوم


نظر شما :