با عادیسازی روابط با اسرائیل

امارات بداند با امنیتی کردن اوضاع خود نیز آسیب می بیند

۰۹ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۴۷ کد : ۱۹۹۷۶۶۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
سید قاسم ذاکری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: امنیتی شدن شرایط هر کشوری دقیقا نقطه مقابل جذب سرمایه گذاری خارجی و رونق اقتصادی است. امارات عربی متحده طی ۴۰ سال گذشته در پرتو تشدید تنش میان ایران و غرب و البته بخاطر دور نگه داشته شدن این کشور از انواع و اقسام جنگ ها و تنش ها در غرب آسیا و محیط خلیج فارس، موفق به جذب سرمایه گذاری خارجی و رشد و شکوفائی اقتصادی در دو امیر نشین دبی و ابوظبی شده بود. بدیهی است جلب و جذب سرمایه های ایرانیان نقش بسیار مهمی در شکوفائی اقتصادی دو امیر نشین یاد شده داشته است. اینک در پرتو اجبار امیرنشین ابوظبی از طرف ترامپ به عادیسازی روابط امارات با اسرائیل عملا شرایط این کشور از محیطی امن برای جذب سرمایه های خارجی به محیطی امنیتی تغییر ماهیت داده است.
امارات بداند با امنیتی کردن اوضاع خود نیز آسیب می بیند

نویسنده: سید قاسم ذاکری، کارشناس روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: امارات عربی متحده در اقدامی غیر منتظره فعلا برای مدتی محدود صدور روادید برای اتباع 13 کشور اسلامی از جمله ایران را متوقف کرده است. کاملا مشخص است که علت اتخاذ چنین تصمیمی صرفا مسائل امنیتی ناشی از عادیسازی روابط با اسرائیل و مبادله مستقیم کالا و مسافر میان دبی و ابوظبی با اسرائیل بوده است. هر چند ممکن است چنین محدودیتی فعلا موقتی باشد ولی همین تصمیم کاملا گویای امنیتی شدن وضعیت امارات عربی متحده و امکان فراوان تکرار اتخاذ تصمیمات امنیتی در آینده است، روندی که ممکن است حتی با شدت و حدت بیشتری ادامه یابد. 

امنیتی شدن شرایط هر کشوری دقیقا نقطه مقابل جذب سرمایه گذاری خارجی و رونق اقتصادی است. امارات عربی متحده طی 40 سال گذشته در پرتو تشدید تنش میان ایران و غرب و البته بخاطر دور نگه داشته شدن این کشور از انواع و اقسام جنگ ها و تنش ها در غرب آسیا و محیط خلیج فارس، موفق به جذب سرمایه گذاری خارجی و رشد و شکوفائی اقتصادی در دو امیر نشین دبی و ابوظبی شده بود. بدیهی است جلب و جذب سرمایه های ایرانیان نقش بسیار مهمی در شکوفائی اقتصادی دو امیر نشین یاد شده داشته است. اینک در پرتو اجبار امیرنشین ابوظبی از طرف ترامپ به عادیسازی روابط امارات با اسرائیل عملا شرایط این کشور از محیطی امن برای جذب سرمایه های خارجی به محیطی امنیتی تغییر ماهیت داده است. حاکمان امیر نشین ابوظبی باید توان درک این موضوع را می داشتند که اولا اگر همکاری اقتصادی با اسرائیل می توانست برای یک کشور عربی یا اسلامی مفید باشد مدت ها قبل از این، کشورهائی مثل ایران قبل از انقلاب، ترکیه، مصر، اردن و خودگردان فلسطینی در پرتو عادیسازی روابط با اسرائیل به چنین مزایائی دست یافته بودند چنانکه اسرائیل عامل اصلی فروپاشی اوضاع اقتصادی لبنان در دهه 70 میلادی بوده است مخصوصا که لبنان قبل از جنگ های داخلی این کشور در دهه 70 میلادی، بهشت امن فعالیت های اقتصادی و مالی در غرب آسیا بوده است ولی بخاطر تجاوزات اسرائیل این شرائط را از دست داد. ثانیا حاکمان ابوظبی فراموش کرده اند سرمایه گذاری ایرانیان در دبی و قاچاق کالا از دبی به بنادر ایرانی و راه های دور زدن تحریم توسط ایرانیان از امارات عربی متحده علت اصلی رونق اقتصادی این امیر نشین بوده است. 

امیر نشین های دبی و ابوظبی تا قبل از این محیطی بی طرف را ایجاد کرده بودند تا در فضای این محیط بی طرف، بهشت امنی برای انواع معاملات اسلحه، مواد مخدر، دزدی دریائی و غیره میان دشمنان بوجود بیاید و طبیعی است که امیرنشین های ابوظبی و دبی هم از این معاملات سود می بردند درست مانند فیلم کازابلانکا که در زمان جنگ جهانی دوم ساخته شد و در آن نشان داده می شد که چگونه نازی ها با دشمنانشان در بندر بیطرف کازابلانکا در آرامش کنار همدیگر می نشستند و ضمن خوشگذرانی به انواع زد و بندهای تسلیحاتی و امنیتی می پرداختند. 

تا قبل از اعلام عادیسازی روابط امارات با اسرائیل، اتفاقا صهیونیست ها منافع زیادی از حضور و فعالیت خاموش در محیط امن دبی و ابوظبی نصیبشان می شد چنانکه صهیونیست ها با کمک دستگاه امنیت امارات و دیگر کشورها بی سر و صدا انواع معاملات تسلیحاتی گروه های مقاومت فلسطینی و لبنانی همچنین راه های دور زده شدن تحریم اقتصادی توسط ایران را رصد می کردند. قضیه ترور و شهادت محمود المبحوح از مسئولان ارشد شاخه نظامی حماس در دبی در سال 2010 توسط موساد تنها نمونه ای از حضور دستگاه امنیت اسرائیل در امارات طی سال های طولانی گذشته بوده است. 

زین پس با امنیتی شدن اوضاع دبی و ابوظبی، پیش بینی می شود زد و خوردها و کشت و کشتارهائی که از مدت ها قبل میان باندهای مخوف قاچاق و ناامنی در امارات عربی متحده وجود داشته و به ندرت رسانه ای می شده است  هم بیشتر شود و هم رسانه ای بشود ؛ بدین ترتیب اوضاع امارات در آینده بیش از گذشته به سمت امنیتی شدن پیش خواهد رفت. سیاست های غلط حاکمان ابوظبی در دخالت میدانی در صحنه های جنگ لیبی و یمن و بالاخره ابراز دشمنی آشکار آنها با ایران و ترکیه همچنین تصمیم نادرست عادیسازی روابط با اسرائیل سبب شده که فعلا ملتهای 3 کشور ایران، فلسطین و یمن با امارات دشمن بشوند ؛ علاوه بر آن امارات اقدام به تحریک گروه های اخوان المسلمین در جهان اسلام و شیعیان لبنان علیه خود کرده چنانکه نظام های سیاسی ترکیه و قطر نیز در صف اول دشمنی با امارات قرار گرفته اند در نتیجه اگر به امارات آسیب امنیتی وارد بشود شاید دقیقا معلوم نشود از کجا ضربه خورده است وچه کسانی مسئول وارد آوردن ضربه بوده اند. 

تا قبل از این بسیاری از افراد بخاطر برخی ناامنی های ایجاد شده در بانکداری محرمانه سوئیس اقدام به انتقال دارائی های خود به دبی کرده بودند زیرا دبی طی زمان تبدیل به بهشت امن جاسوسی، انواع قاچاق، فساد، نقل و انتقال ارز، طلا، اسلحه و مواد مخدر شده بود ولی اینک انتظار می رود که بخاطر تداوم ناامنی در امارات بتدریج بازار طلا در دبی نیز دچار آسیب بشود همچنین ممکن است انواع نقل و انتقالات ارز، طلا و اسلحه از امارات عربی محدود بشود. به گفته جیمز ریکاردوز اقتصاد دان آمریکائی «اگر فساد و سوء عملکرد در دنیا نبود دبی هیچ مشتری نداشت ولی از آنجا که هر جنگ کثیفی نیاز به حوزه ای بی طرف دارد در نتیجه دبی و ابوظبی تبدیل به حوزه های بی طرف انواع جنگهای کثیف زمانه شده بود» ولی اکنون بخاطر اینکه امارات مجبور شده است در انواع جنگهای کثیف منطقه ای خودش یک طرف دعوا بشود محتملا دیگر کارکرد خاص خودش بعنوان محیط امن انواع زد و بندها میان دشمنان را از دست بدهد. 

امیر نشین ابوظبی باید بداند که اگر قرار بر ایجاد ناامنی در دبی یا ابوظبی باشد این ناامنی حتی ممکن است از طرف اتباع کشورهای خارج از فهرست 13 کشوری که اعطای روادید به آنها موقتا متوقف شده است انجام پذیرد مثلا  از طرف مسلمانان تبعه هندوستان یا حتی مسلمانان تبعه روسیه یا چین یا کشورهای آسیای میانه! زیرا ابوظبی بی جهت خودش را با کلیت جریانات اسلامی در دنیا درگیر کرده است. اقدام ابوظبی در عادیسازی روابط با اسرائیل می تواند سبب افزایش توقع و انتظار دیگر قدرت های جهانی مثل هندوستان، روسیه و چین در همکاری موثر امنیتی ابوظبی با این کشورها در سرکوب مسلمانان تبعه کشورهای یاد شده بشود و همین انتظارات البته هزینه امارات عربی متحده در عادیسازی روابط با اسرائیل را بالاتر خواهد برد. اگر ایده ترامپ در قربانی کردن کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس پس از دوشیدن شیر آنها را ملاک ارزیابی قرار دهیم مراحل بعدی می تواند مصادره اموال، دارائی ها و سرمایه های این کشورها در غرب مخصوصا در پرتو بحرانهای مالی جهانی در آینده باشد.  

کلید واژه ها: امارات متحده عربی اسرائیل امارات و اسرائیل عادی سازی روابط با اسرائیل توافق عادی سازی روابط امارات و اسرائیل دونالد ترامپ محمد بن زاید ایران و امارات


( ۶ )

نظر شما :

محمد ۰۹ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۸
اتفاقا ترور اخیر نشان داد توان عملیاتی ما با ادعاهایما بسیار فاصله دارد ، واقعیت این است که کشور از نظر اقتصادی در بدترین وضعیت ممکن به سر می برد و ترور ارشد ترین نیروهای نظامی و هسته ای کشور بدون امکان تلافی از سوی ایران این واقعیت را به امارات و دیگر کشورهای عربی نشان داده که باید طرف برنده را بگیرند ، شاید در آینده ثابت شود که اشتباه کرده اند ، اما در حال حاضر که داستان به این صورت پیش می رود
سهراب ۰۹ آذر ۱۳۹۹ | ۱۵:۰۸
کلا ممکنه این تحلیل درست باشد، ولی ایا امارات از طرف اقتصاد های بزرگ جهان تحریم شده؟ حتی ایران هم به امارات نیاز دارد. ولی نکته جالب این هست که مقاله اذعان دارد رفتار ایران در ۴۰ سال گذشته باعث رونق اقتصادی امارات شده.
مجید ۰۹ آذر ۱۳۹۹ | ۱۸:۲۳
والا اینقدر که ایران به امارات احتیاج دارد امارات به ایران احتیاج نداره
اکبر ۱۰ آذر ۱۳۹۹ | ۰۱:۱۳
در رابطه با محدودیت ( موقتی ) صدور روادید برای اتباع 13 کشور اسلامی از جمله ایران آنهم به فاصله تنها دوسه روز قبل از ترور شهید دکتر فخرالدینی ، این سوال مطرح می شود که آیا ممکنست سران اماراتی قبلا از سوی صهیونیستها در مورد انجام این ترور مطلع شده بودند و بخاطر ترس از هرگونه عکس العمل فوری احتمالی متقابل بر ضد منافع صهیونیستها در آن کشور ، چنین محدودیت موقتی را قائل شده اند ؟