تجربه بدتر شدن اوضاع

جنگ مشکل تروریسم را حل نمی‌کند

۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۹۸۲۱۰ اخبار اصلی خاورمیانه
رابرت پیپ، کارشناس علوم سیاسی، علل تمام حملات انتحاری بین سال های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ را در سراسر جهان مورد مطالعه قرار داده است. وی نتیجه گرفت که در اکثر قریب به اتفاق موارد، این حملات از سوی گروه های مقاومت در برابر اشغال قلمرو آنها توسط قدرتی که آنها بیگانه می پنداشتند، صورت گرفت. این نتیجه گیری انتقادی اساسی به راهبرد انتخاب شده توسط امریکا و متحدانش پس از سال ۲۰۰۱ برای مبارزه با تروریسم بود.
جنگ مشکل تروریسم را حل نمی‌کند

دیپلماسی ایرانی: جنگ پاسخ راهبردی به تروریسم نیست. بدون این که تنها دلیل آن باشد، به پدیده ای دامن می زند که ادعا می کند با آن می جنگد. این نظریه، در ستون منتشر شده در وب سایت نوول ابزرواتور چهاردهم نوامبر سال 2020 با عنوان «آتش نشان –آتش افروز» است که توسط شصت شخصیت، پژوهشگر، محقق، هنرمند و روشنفکر دفاع شده است. این متن، بحث عمومی و دموکراتیک را در مورد جنگ ها و مداخلات نظامی فرانسه و ائتلاف های «غربی» آغاز کرد.

طرفداران نظریه «آتش نشان - آتش افروز» مواردی را مطرح می کنند که استدلال آنها را تأیید می کند: حملات مادرید و لندن در سال 2004 و 2005 پس از حمله این دو کشور به عراق، داعش در فرانسه و بلژیک پس از این که این کشورها در سپتامبر 2014 این سازمان را در عراق بمباران کردند، یا حملات متعدد به امریکا، مداخله کننده ترین کشور جهان است.

رابرت پیپ، کارشناس علوم سیاسی، علل تمام حملات انتحاری بین سال های 1980 تا 2003 را در سراسر جهان مورد مطالعه قرار داده است. وی نتیجه گرفت که در اکثر قریب به اتفاق موارد، این حملات از سوی گروه های مقاومت در برابر اشغال قلمرو آنها توسط قدرتی که آنها بیگانه می پنداشتند، صورت گرفت. این نتیجه گیری انتقادی اساسی به راهبرد انتخاب شده توسط امریکا و متحدانش پس از سال 2001 برای مبارزه با تروریسم بود.

طرفداران جنگ با تروریسم بر این باورند که ممکن است نظریه پیپ برای تروریسم قرن بیستم معتبر باشد، اما با القاعده وارد دوره جدید تروریسم متعصب و مذهبی می شویم.

رابرت پیپ با جیمز فلدمن متحد شد و با در نظر گرفتن حملات سال های بعد (2003-2009) تحقیقات جدیدی را انجام داد. کار پیپ و فلمن راه را برای مطالعات متعددی هموار کرد که همگی هسته اصلی نظریه آنها را تأیید کرد.

الکس بریتویت، متخصص تحلیل آماری، عوامل تعیین کننده حدود 12 هزار حمله تروریستی فراملی بین سال های 1968 تا 2010 را مورد مطالعه قرار داد. وی دریافت که کشورهای «مداخله گر» از نظر آماری 60 برابر بیشتر از کشورهای غیر مداخله گر تحت تأثیر حملات تروریستی فراملی قرار دارند. او متوجه شد که در اکثر قریب به اتفاق موارد، دخالت ها مقدم بر حملات است.

اکنون دولت امریکا برای کمک به عربستان سعودی در نظر دارد حوثی های یمن را در فهرست سازمان های تروریستی خود قرار دهد. این تصمیم رساندن کمک های بشردوستانه به جمعیتی که در شرایط سختی قرار دارند، در عمل غیرممکن می کند.

از زمانی که امریکا و متحدانش با بمباران و سپس حمله به افغانستان، به حملات 11 سپتامبر 2001 واکنش نشان دادند، میدان جنگ برای مقابله با تروریسم به طرز چشمگیری گسترش یافته است. اکنون عراق، پاکستان، یمن، سومالی، سوریه و پنج کشور ساحل، صحنه جنگ علیه تروریسم امریکا و متحدانش شده است. سرمایه گذاری نظامی غرب در این کشورها اغلب درگیری های بین گروه های مسلح محلی را تشدید کرده است.

هر ساله سندی به نام «برآورد اطلاعات ملی» که خلاصه مشاهدات و توصیه های آژانس های اطلاعاتی است، به رئیس جمهوری امریکا ارائه می شود. این سند در سال 2006 تاکید می کند که اشغال عراق باعث واکنش منفی شدیدی علیه امریکا در جهان اسلام شد، آنچه سازمان های تروریستی اسلام گرای رادیکال را وادار کرد به طور موثرتر عمل کنند و افراد جدیدی را در سراسر جهان جذب کنند. بنابر ارزیابی های شبکه ایر وارز، بمباران های ائتلاف بین المللی علیه داعش از سپتامبر 2014 تاکنون بین 8 تا 13 هزار غیرنظامی عراقی و سوری را به کام مرگ کشانده است.

جنگ با تروریست ها مشکلات را حل نمی کند. حتی آنها را وخیم تر می کند و تمایلات به اقدامات خشونت آمیز را در داخل کاهش نمی دهند بلکه درست برعکس افزایش می دهند.

باید به سیاست های کاهش تنش بیاندیشیم و از ابزارهای حاکمیت قانون و عدالت استفاده کنیم. بحث دموکراتیک در مورد این جنگ ها بدیهی است که پاسخ مناسبی به حملات ندارند.

منبع: نوول ابزرواتور / تحریریه دیپلماسی ایرانی

کلید واژه ها: مبارزه با تروریسم تروریسم عراق سوریه افغانستان ایالات متحده امریکا امریکا بمب گذاری


( ۲ )

نظر شما :