بایدن باید از آغاز یک جنگ سرد تازه پرهیز کند

وسوسه اوکراین و تکرار اشتباهات همیشگی امریکا

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۱۱۶۲۱ اخبار اصلی اروپا
بازهم هر گاه مشکلی پیش می آید، دولت های آمریکا به گسترش حضور نظامی می پردازند. هرچند که گرایش آمریکا به برتری جویی، چنین مشکلاتی را دشوارتر ساخته است، اما واشنگتن یک راه حل بیشتر نمی شناسد: برتری جویی بیشتر و بهتر. اکنون، جنگ در اوکراین، سیاست سازان را وسوسه می کند که همان اشتباه را تکرار کنند، این بار با پیامدهایی بیشتر.
وسوسه اوکراین و تکرار اشتباهات همیشگی امریکا

نویسنده: استفن وِرتهایم Stephen Wertheim

دیپلماسی ایرانی: سه دهه است که سیاست خارجی آمریکا، گرفتار سکونی است که نام آن را راهبرد گذاشته اند. بیش از سی سال پیش، جنگ سرد به پایان رسید اما آمریکا همچنان اتحادهای دوران جنگ سرد خود را حفظ کرد. اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید اما در نبود یک تهدید عمده هم، همان نسخه ای تجویز شده که با وجود چنان تهدیدی توصیه می شد: ارتش آمریکا که در دوران جنگ سرد، از جهان آزاد دفاع می کرد اکنون باید نگهبان همه جهان باشد. 

بازهم هر گاه مشکلی پیش می آید، دولت های آمریکا به گسترش حضور نظامی می پردازند. هرچند که گرایش آمریکا به برتری جویی، چنین مشکلاتی را دشوارتر ساخته است، اما واشنگتن یک راه حل بیشتر نمی شناسد: برتری جویی بیشتر و بهتر.

اکنون، جنگ در اوکراین، سیاست سازان را وسوسه می کند که همان اشتباه را تکرار کنند، این بار با پیامدهایی بیشتر. درست در هنگامه ای که جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده تلاش داشت تا امنیت در آسیا و رفاه طبقه متوسط آمریکا را در پیشانی برنامه های خود قرار دهد، طرفداران برتری جویی آمریکایی از این موقعیت هیجانی برای پافشاری بر همان روش پسا جنگ سرد بهره گرفته می گویند که آمریکا به جای چرخش به آسیا، باید به تقویت حضور نظامی در اروپا بپردازد تا روسیه مدعی را پس براند. آنها اذعان دارند که این پیشنهاد، صدها میلیارد دلار هزینه نظامی بیشتری روی دست آمریکا می گذارد و نیروهای آمریکا را در خطوط مقدم جنگ های احتمالی میان دو قدرت بزرگ قرار می دهد اما می گویند که این کار، ارزشش را دارد. در حالی که بایدن نباید اسیر این وسوسه برای آغاز یک جنگ سرد جهانی و مخاطره آمیز شود.

هرچند تهاجم به اوکراین نشانگر اراده پوتین برای پذیرش ریسک در پی جویی تجاوزگری است اما همچنین ضعف ارتش و اقتصاد روسیه را نیز روشن ساخته است. این جنگ، دست کم ضرورت یک دیسیپلین راهبردی را آشکار کرد چرا که فرصتی را برای ترغیب اروپا به توازن بخشی علیه روسیه همزمان با تمرکز آمریکا بر آسیا و نوزایی در درون کشور فراهم آورد. چنین تقسیم کاری، منصفانه و پایدار است و آمریکا را در بهترین موقعیت برای محدود کردن پیامدهای جنگ اوکراین و تحقق صلح و ثبات درازمدت در اروپا و فراتر از آن قرار می دهد. اشتیاق قدرتمندی در واشنگتن به رویکرد برتری جویانه وجود دارد اما رویکرد خویشتندارانه بهتر است.

یکی از طرفداران رویکرد برتری جویانه، رابرت گیتس، وزیر دفاع پیشین آمریکاست که می گوید: "اکنون دیگر نمی توان وانمود کرد که تمرکز دادن امنیت ملی آمریکا بر چین، به حفاظت از منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی ما خواهد انجامید." دولت بایدن برای جلوگیری از گسترش جنگ اوکراین، شمار نیروهای آمریکایی در اروپا را به حدود صدهزار نفر رسانده که این میزان در چنددهه گذشته سابقه نداشته است.

در اوکراین، منافع حیاتی امنیتی آمریکا در خطر نیست و به همین دلیل هم آمریکا مستقیما در این جنگ دخالت نخواهد کرد. به‌ویژه که روشن نیست چگونه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه یا هر دیکتاتور بی پروای دیگری می تواند به اندازه چین که قدرت شماره دو اقتصادی و نظامی جهان است، منافع آمریکا را به خطر اندازد. بی توجهی به این واقعیت موجب می شود که مقام های آمریکایی نتوانند راهبرد این کشور را بر پایه منافع واقعی امنیت ملی فرموله کنند و به جای آن اسیر وسوسه های برتری جویانه آمریکایی شوند.

اما اگر قرار باشد که آمریکا به صورت همزمان به تقویت حضور نظامی خود در آسیا و اروپا بپردازد، آنگونه که کارشناسانی چون مایکل بِکلی Michael Beckley و هال برندز Hal Brands در مقاله مارس گذشته خود در فارین افرز پیشنهاد دادند تا همزمان به بازدارندگی چین و روسیه بپردازد، آنگاه واشنگتن باید هزینه های دفاعی خود را در دهه آینده از 3.2 درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا به پنج درصد برساند یعنی بودجه نظامی اش را 56 درصد افزایش دهد. و این یعنی فراخواندن به یک جنگ سرد علیه چین و روسیه که بار گرانی را بر دوش آمریکایی ها می گذارد آن هم نه به دلیل آن که منافع مشخص آمریکا آن را الزامی می کند بلکه به خاطر برتری طلبی آمریکا.

ایالات متحده باید برای توقف روند فرسایش جهانی شدن تلاش کند چرا که این روند، رشد و نوآوری را زیر فشار قرار می دهد و همکاری بر سر دگرش های آب و هوایی را کمرنگ می سازد. آمریکا باید به تعامل اقتصادی با چین ادامه دهد و به تصمیمات کشورهای مستقل در جهان در حال توسعه احترام بگذارد.

رابطه با ایران، نباید در اولویت های آمریکای قرن 21 باشد. با این حال، چه بسا که این کشور به زودی در پیشانی برنامه های جو بایدن قرار گیرد. در حال حاضر، مذاکره کنندگان در تلاش هستند تا توافق هسته ای را زنده کنند و ایران را از توسعه سلاح هسته ای بازدارند. اگر این گفت وگوها از هم بپاشد، دولت بایدن باید درباره حمایت از یک حمله نظامی به ایران تصمیم بگیرد، هرچند که احتمالا این کشور را به عنوان یک نگرانی قابل چشم پوشی منظور خواهد کرد که (درگیری با آن) می تواند تمرکز بر اوکراین را برهم بزند. اما خود اوکراین هم موجب برهم خوردن تمرکز دولت آمریکا بر رقابت با چین، نجات دموکراسی آمریکایی، مهار همه گیری کرونا و حفظ سیاره قابل زیست است.

منبع: فارن افرز / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11

کلید واژه ها: اوکراین جنگ اوکراین ایالات متحده امریکا امریکا و روسیه امریکا و اوکراین روسیه و امریکا و اوکراین چین روسیه و چین امریکا و چین حمله روسیه به اوکراین روسیه و اوکراین جو بایدن ولادیمیر پوتین


( ۳ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۱۱:۰۰
امریکا بی حساب وکتاب کار نمی کند۔ ۔بی حساب وکتاب پول میریزد تو جیب واحد های اسلحه سازی۔تصور میکنید این سلاح هائی که به اوکراین میرود حساب کتاب دارد۔اندکی به اوکراین میرسد ۔اعظمی در بین راه از بین میرود۔اسلحه هائی که به افغانستان رفت چطور۔جمع اوری نشد۔این جنگ ها بره کشان واحد های اسلحه سازی دنیای سرمایه داری است۔ این کار بی حساب وکتاب امریکا حساب وکتاب دارد۔چه میزان برخی مردمان بد شانس اند۔کشته میشوند تا دیگران پولدار وقدرتمند شوند۔