درآمدی بر یک چالش ملی و فرا-حکمرانی (بخش چهارم)

انگیزه‌های آشکار و پنهان ایالات متحده در تلاش برای محدودسازی برد موشکی ایران

۱۰ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۷۳۹۹ اخبار اصلی خاورمیانه
فریدون علی‌مازندرانی، حسن فتاحی و مصطفی روستایی در یادداشت مشترکی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسند: واقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه نشان می‌دهد که این تلاش‌ها بسیار فراتر از یک دغدغه‌ی فنی یا امنیتی هستند. ایالات متحده، به‌عنوان معماری که دهه‌هاست نظم امنیتی خاورمیانه را شکل داده، انگیزه‌هایی چندلایه برای تحمیل محدودیت موشکی بر ایران دارد. این انگیزه‌ها را می‌توان در دو دسته‌ی بزرگ تحلیل کرد: «انگیزه‌های آشکار» که در سطح دیپلماسی بیان می‌شوند، و «انگیزه‌های پنهان و راهبردی».
انگیزه‌های آشکار و پنهان ایالات متحده در تلاش برای محدودسازی برد موشکی ایران

نویسندگان: فریدون علی‌مازندرانی، حسن فتاحی، مصطفی روستایی

دیپلماسی ایرانی: هر طرحی که هدف آن محدودسازی توان موشکی ایران باشد، در ظاهر با عنوان «مدیریت تهدید» یا «کاهش تنش» معرفی می‌شود؛ اما واقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه نشان می‌دهد که این تلاش‌ها بسیار فراتر از یک دغدغه‌ی فنی یا امنیتی هستند. ایالات متحده، به‌عنوان معماری که دهه‌هاست نظم امنیتی خاورمیانه را شکل داده، انگیزه‌هایی چندلایه برای تحمیل محدودیت موشکی بر ایران دارد. این انگیزه‌ها را می‌توان در دو دسته‌ی بزرگ تحلیل کرد: «انگیزه‌های آشکار» که در سطح دیپلماسی بیان می‌شوند، و «انگیزه‌های پنهان و راهبردی» که محور اصلی فشار آمریکا را تشکیل می‌دهند.

۱. انگیزه‌های آشکار: ادعاهای امنیتی، بازدارندگی و کنترل تسلیحات

ایالات متحده معمولاً محدودسازی موشکی ایران را در قالب نوعی «اقدام برای ثبات منطقه» معرفی می‌کند. این قالب‌بندی به‌ظاهر منطقی است: کاهش برد موشک‌ها می‌تواند تهدید مستقیم علیه متحدان آمریکا را کاهش دهد و احتمال حملات موشکی علیه پایگاه‌های آمریکا را کمتر کند. در ادبیات رسمی واشنگتن، سه استدلال کلیدی تکرار می‌شود:

الف) جلوگیری از تهدید علیه متحدان منطقه‌ای: از نگاه آمریکا، ایران با داشتن موشک‌های بالستیک/پرتابیک میان‌برد و دوربرد، تهدیدی بالقوه علیه اسرائیل و کشورهای عرب خلیج فارس محسوب می‌شود. دولت‌های آمریکا – چه جمهوری‌خواه و چه دموکرات – همواره وعده داده‌اند که از امنیت این متحدان محافظت خواهند کرد. بنابراین، هر اقدامی که بتواند تهدید بالقوهٔ ایران را کاهش دهد، در چارچوب «امنیت متحدان» توجیه می‌شود. در این چارچوب، محدودیت برد موشک‌ها، راهی ساده و مستقیم برای کاهش «عمق تهدید» ایران تلقی می‌شود.

ب) کاهش احتمال حملات تلافی‌جویانه علیه نیروهای آمریکا: در دهه‌ی گذشته، پایگاه‌های آمریکا در عراق و خلیج فارس بارها هدف حملات مستقیم یا نیابتی قرار گرفته‌اند. واشنگتن به‌خوبی می‌داند که هر درگیری جدی با ایران، با پاسخ موشکی روبه‌رو خواهد شد. بنابراین، کاستن از برد موشک‌های ایران، برای آمریکا به معنای کاهش «هزینه بالقوه ورود به یک جنگ» است. این انگیزه، در عمیق‌ترین لایه‌ی راهبردی آمریکا نقش دارد: «اگر هزینهٔ جنگ کم شود، احتمال تصمیم به جنگ افزایش می‌یابد». 

ج) ادعای جلوگیری از اشاعه و کنترل تسلیحات: آمریکا گاهی محدودیت موشکی را در قالب کنترل تکثیر تسلیحات (Non-Proliferation) مطرح می‌کند. این استدلال بر این مبناست که کشورهای منطقه نباید به سلاح‌هایی با قدرت تخریب بالا یا قابلیت حمل کلاهک‌های خطرناک مجهز شوند. با این حال، این استدلال عملاً نابرابر است، چون اسرائیل دارای توان هسته‌ای تثبیت‌شده است و عربستان و امارات سالانه میلیاردها دلار سلاح پیشرفته دریافت می‌کنند. در عمل، «کنترل تکثیر» صرفاً به ایران محدود شده است، نه به همه‌ی بازیگران منطقه. بنابراین این استدلال بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا محتوای واقعی.

۲. انگیزه‌های پنهان: راهبرد بزرگ آمریکا برای تضعیف بازدارندگی ایران

فراتر از استدلال‌های آشکار، انگیزه‌های اصلی آمریکا در حوزه‌ای بسیار عمیق‌تر قرار دارند: «بازتولید توازن قدرت منطقه‌ای به‌گونه‌ای که ایران ابزار بازدارندگی مؤثر خود را از دست بدهد». این انگیزه‌ها ریشه در ساختار نظم امنیتی خاورمیانه دارند و از اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ تاکنون دنبال شده‌اند.

الف) نیمه‌خنثی‌سازی توان A2/AD ایران: قدرت موشکی ایران یکی از معدود مؤلفه‌هایی است که می‌تواند عملیات نظامی آمریکا در منطقه را به چالش بکشد. ایران با اتکا به شبکه‌ای از موشک‌ها، پهپادها و سامانه‌های دریایی، توانسته نوعی «حوزه‌ی ممنوعه» ایجاد کند که به آن A2/AD (Anti-Access/Area Denial) می‌گویند. هدف این راهبرد، دشوار کردن ورود نیروهای دشمن به منطقه و افزایش هزینه‌ی حضور و عملیات است. آمریکا به‌خوبی می‌داند که اگر برد موشک‌های ایران کاهش یابد، ستون اصلی این راهبرد فرو می‌ریزد و نیروهای آمریکا به‌راحتی می‌توانند وارد منطقه شوند، عملیات انجام دهند و بدون نگرانی از حملات تلافی‌جویانه‌ی گسترده، از منطقه خارج شوند.

ب) تأمین امنیت استراتژیک اسرائیل: اسرائیل، تنها متحد مطلق آمریکا در خاورمیانه، از دید آمریکا باید به شکلی تضمینی از تهدیدهای دوربرد محفوظ بماند. اسرائیل از دهه‌ی ۱۹۹۰ تاکنون نگران این بوده که توان موشکی ایران روزی بتواند در دکترین «بازدارندگی متقابل» دخالت کند و عملاً راهبرد پیش‌دستانگی اسرائیل را محدود سازد. اسرائیل می‌داند که داشتن برد موشکی در حد ۲۰۰۰ کیلومتر، به ایران این امکان را می‌دهد که «خطوط قرمز اسرائیل» را به چالش بکشد. کاهش برد به ۵۰۰ کیلومتر، اسرائیل را از دایره‌ی تهدید خارج می‌کند و این اکسیری است که تل‌آویو سال‌هاست آرزوی آن را دارد.

ج) تضعیف قدرت فرامرزی و محدودسازی نفوذ منطقه‌ای ایران: قدرت ایران در خاورمیانه صرفاً به نیروهای نیابتی یا نفوذ سیاسی محدود نمی‌شود. آنچه این محور را از نظر عملیاتی قدرتمند کرده، «چتر بازدارندگی ایران با موشک‌های دوربرد» است. هر کشوری که از متحدان ایران ضربه بزند، می‌داند که احتمالاً پاسخی بزرگ‌تر در راه است. آمریکا دریافته است که اگر برد موشک‌های ایران کاهش یابد، این چتر امنیتی برداشته می‌شود، متحدان ایران آسیب‌پذیر می‌شوند، و در نتیجه نفوذ منطقه‌ای ایران محدود خواهد شد. به بیان روشن‌تر: «کاهش برد موشکی = کاهش وزن ژئوپلیتیکی ایران».

د) آماده‌سازی صحنه برای مذاکرات سخت‌تر: یکی از اهداف پنهان آمریکا، ایجاد وضعیتی است که در آن ایران دست خالی و بدون ابزار فشار وارد مذاکرات شود. در هر مذاکره‌ای درباره‌ی پرونده هسته‌ای، امنیت منطقه‌ای یا اصلاح روابط، داشتن یک برگ قدرتمند مانند موشک‌های دوربرد، قدرت چانه‌زنی ایران را بالا می‌برد. آمریکا با محدودسازی برد، می‌خواهد ایران را از این مزیت مهم محروم کند. این تاکتیک را آمریکا در قبال کشورهای دیگر نیز به‌کار برده: ابتدا نیروی بازدارنده را از میان می‌برد، سپس خواسته‌های سیاسی را تحمیل می‌کند.

هـ) افزایش احتمال شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی ضدایرانی: اگر ایران از توان تهدید دوربرد محروم شود، بسیاری از کشورهای منطقه که امروز از برخورد مستقیم با ایران واهمه دارند، ممکن است به‌سمت ایجاد پیمان‌های امنیتی یا حتی اتحاد نظامی علیه ایران حرکت کنند. کاهش برد، فضای ذهنی آنان را برای چنین اقدامی امن‌تر می‌کند. آمریکا دقیقاً می‌خواهد این فضا فراهم شود تا فشار چندجانبه بر ایران افزایش پیدا کند.

۳. جمع‌بندی انگیزه‌های آمریکا: از کنترل تهدید تا مهندسی امنیت منطقه

می‌توان گفت انگیزه‌های آمریکا از محدودسازی برد موشکی ایران، یک طیف هستند: در سطح سطحی، مبتنی بر حفاظت از متحدان و کاهش تهدیدات؛ اما در لایه‌های عمیق‌تر، مبتنی بر «مهندسی امنیت منطقه» برای تضعیف قدرت ایران. برخلاف آنچه در ظاهر تبلیغ می‌شود، این اقدام بخشی از یک «روند امنیت‌زدایی» است: روندی که به‌جای ایجاد ثبات، با کاهش بازدارندگی ایران، محیط خاورمیانه را پرریسک‌تر و ناپایدارتر می‌کند. از نگاه واشنگتن، ایران بدون برد دوربرد، یک قدرت صرفاً منطقه‌ای می‌شود که دیگر چالشی برای پایگاه‌ها، متحدان و منافع آمریکا نیست. اما از نگاه امنیت منطقه، این محدودیت می‌تواند به گسترش بی‌ثباتی، تشدید جنگ‌های نیابتی، و افزایش احتمال برخورد مستقیم بیانجامد.

کلید واژه ها: ایران ایران و امریکا ایران و اسرائیل ایران و امریکا و اسرائیل قدرت موشکی ایران قدرت موشکی حسن فتاحی محدودیت موشکی فریدون علی‌مازندرانی مصطفی روستایی


( ۱ )

نظر شما :