پرونده هستهای، کارت بازی رافائل گروسی است
همسازی گروسی و ترامپ برای تهدید و تهاجم به ایران
دیپلماسی ایرانی: فهم پیچیدگی جهان برآشفته کنونی و پیامدهای چنین دنیای هراسناک، به دانش و هنر شناخت و تحلیل مناسبات قدرت نظام جهانی در چارچوب الگوها و انگارههای سیاستگذاران و کارگزارانی نیازمند است که هندسه نظام جهانی را برمیسازند. دانش و هنری که باید فراتر از رهیافتهای عمومی، توان فهم و تحلیل دست نامرئی در رویدادهای جهانی را داشته باشد. شناخت دست نامرئی در روابط بینالملل و مناسبات قدرت را میتوان زیربنای طرح ریزی و اجرای یک سیاستگذاری مطلوب دانست. دست نامرئی اگر چه انگارهای از علم اقتصاد و روابط پنهان عرضه و تقاضای اقتصاد و تجارت برشمرده میشود، اما جلوههای آن را در سیاست بینالملل نیز میتوان دید. اگر تعریف: «سیاست بینالملل، مبارزهای مستمر بر سر قدرت است که لزوماً همیشه به جنگ ختم نمیشود»1 را بپذیریم، گونهای از دست نامرئی را میبینیم که عرضه و تقاضای ژئوپلیتیک قدرت را سامان میدهد.
استانداردهای غربی سازمانهای بین المللی، این ساختارهای جهانی را به ابزار قدرت بازیگران بزرگ مانند اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا تبدیل کرده است. سازمان ملل متحد و ... تا آژانس بین المللی انرژی اتمی در چند دهه اخیر همواره در چارچوب الگوی دست نامرئی غرب و ایالات متحده، عمل کردهاند.
عملکرد آژانس بین المللی انرژی اتمی در سه دهه گذشته به گونهای بوده که گویا این سازمان بین المللی، یکی از ساختارهای سیاست خارجی ایالات متحده امریکاست! ناتوانی این سازمان در ماجرای دروغ تسلیحات اتمی عراق و برسازی جنگ دوم عراق در سال ۲۰۰۳، بیتوجهی به تولید تسلیحات اتمی اسرائیل و ... نشان میدهد این سازمان در چارچوب اهداف و استانداردهای غربی فعالیت میکند. رویکرد آژانس بین المللی انرژی اتمی به پرونده هستهای ایران نیز در چارچوب همین چشمانداز ابزاری سازمان در خدمت ایالات متحده امریکا قابل بررسی است.
رفتار و گفتار رافائل گروسی، رئیس آژانس انرژی اتمی، پیرامون پرونده هستهای ایران در یکسال اخیر را میتوان گونهای همسازی او با سیاست تهاجمی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا برشمرد که در محورهای زیر قابل تحلیل است:
یکم – ایران، کارت بازی گروسی: پرونده هستهای ایران در چند دهه اخیر همواره از اولویتهای آژانس انرژی اتمی و نشستهای سران این سازمان بوده که بیشتر نیز به زیان ایران و برسازی یک تهدید جدید علیه ایران منجر شده است. این روند ناسازگاری آژانس بینالمللی انرژی اتمی با ایران در دوران ریاست رافائل گروسی به رویکرد ایرانهراسی آژانس تبدیل شده و گروسی همواره بر گزارههای استفاده تسلیحاتی ایران از انرژی هستهای و غنیسازی هستهای اصرار دارد!
روند کنش تهاجمی رافائل گروسی در پرونده هسته ای ایران را باید در چارچوب اهداف خاص او بهویژه تلاش برای کسب جایگاه دبیرکل سازمان ملل متحد، کنکاش کرد. قدرتطلبی گروسی که ایران را نردبان پیشرفت خود قرار داده و ایران کارت بازی گروسی در مناسبات قدرت شده است. اگر گروسی به عنوان دبیرکل سازمان ملل متحد انتخاب شود، با پرونده هستهای ایران در سازمان ملل روبهرو خواهد بود، بنابراین گروسی میپسندد که پرونده هستهای ایران اکنون توسط دونالد ترامپ بسته شود تا در دوران دبیرکلی خود در سازمان ملل متحد، درگیری کمتری داشته باشد.
دوم – گروسی ابزار جنگ سیاست بینالملل: رویکرد رافائل گروسی با پرونده هستهای ایران در آژانس انرژی اتمی که شکلگیری پروژه ایران هراسی در نظام جهانی را سبب شده است، نمیتوان در چارچوب اصل حقوق بینالملل بازیگران نظام جهانی قرار داد. اگر سیاست بین الملل را مبارزه همیشگی بر سر قدرت که حتماً به جنگ منجر نمیشود تعریف کنیم، رویکرد گروسی که همواره دستاویز غرب، اسرائیل و ایالات متحده امریکا برای تهاجم به ایران بوده را میتوان بسترساز جنگ همیشگی سیاست بینالملل محسوب کرد. یورش گفتاری گروسی که بسترساز تهاجم تابستان ۱۴۰۴ اسرائیل و امریکا به ایران بود، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و خود گروسی را به ابزار جنگ سیاست بینالملل برای بازیگران غربی تبدیل کرده است.
سوم – گروسی تنشآفرین: با گذشت بیش از 7 ماه از تهاجم اسرائیل و امریکا به ایران بهویژه مراکز هستهای ایران، گروسی همچنان در تیم اتحادیه اروپا، اسرائیل و ایالات متحده امریکا علیه ایران بازی میکند.
در یک ماه گذشته که روندی جدید از تهدیدات علیه ایران توسط محور غربی و اسرائیل شکل گرفته و تهاجم نظامی به ایران را افزایش داده است، بسیاری از بازیگران منطقهای و جهانی در حال رایزنی برای کاهش اختلاف و تهدید میان ایران و ایالات متحده هستند. اما همزمان با رویکرد تنشزدایی بازیگران در منطقه، گروسی در رویکردی تنشزا در حال تحریک دوباره امریکا و اسرائیل برای تهاجم به ایران است!
رافائل گروسی به عنوان مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در گفتوگو با شبکه تلویزیونی اسپانیاییRTVE ، بار دیگر به وجود «مقادیر قابل توجهی اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد در ایران اشاره کرده که به ادعای او نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای است.»2
برجستهسازی اورانیم غنیشده ۶۰ درصد ایران در میانه کارزار تهدیدات ترامپ علیه ایران، گونهای تنشآفرینی در نظم جهانی قلمداد میشود که نشان میدهد آژانس انرژی اتمی مانند دست نامرئی غرب در سیاست بینالملل بازی میکند.
*
شناخت و فهم مناسبات قدرت در چارچوب الگوی دست نامرئی، میتواند راهگشای بسیاری از روندهای آنارشیک جهان کنونی باشد. سخنان اخیر رافائل گروسی پیرامون اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد ایران و احتمال بهکارگیری آن برای ساخت سلاح اتمی همزمان با رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ در تهدید نظام سیاسی ایران را میتوان جلوه برجسته دست نامرئی سیاست بینالملل دانست.
رویکرد یکسال گذشته گروسی علیه برنامه هستهای ایران مؤلفههای بیشماری از همسازی با رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ علیه نظام سیاسی و منافع راهبردی ایران در نظام جهانی را داراست. چنین روندی از سازگاری گروسی و ترامپ برابر ایران را میتوان با عنوان گروسی دست نامرئی ایالات متحده برای تهاجم به ایران، مستندسازی کرد.
منافع مشترک رافائل گروسی و دونالد ترامپ در تهاجم به ایران، مسیرهای دیپلماسی برای کاهش تنش میان ایران و غرب را مسدود کرده است. در چنین شرایطی، سیاستگذاران ارشد ایران باید خود را برای سختترین تصمیمها آماده کنند.
منابع:
۱- ویلکینسون، پل. روابط بینالملل. ترجمه پرویز علوی. تهران. افق. ۱۳۹۳. چاپ اول،ص ۱۱.
۲- https://www.isna.ir/news/1404102714724



نظر شما :