تحول قدرت در قرن ۲۱:

آیا رقابت آمریکا و چین به جنگ بزرگ منجر می‌شود؟

۰۸ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۷۸۹۱ اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
فرهاد قادری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آیا این جابه‌جایی قدرت به طور طبیعی به سمت یک درگیری بزرگ، حتی جنگ، حرکت می‌کند؟ یا می‌توان از تکرار الگوهای خونین تاریخ جلوگیری کرد؟
آیا رقابت آمریکا و چین به جنگ بزرگ منجر می‌شود؟

نویسنده: فرهاد قادری، پژوهشگر روابط بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: در دهه‌های اخیر، سیستم بین‌المللی شاهد یک تحول ساختاری است: ظهور چین به عنوان یک قدرت نوظهور در کنار تضعیف نسبی آمریکا به عنوان قدرت غالب. این پدیده سوالاتی جدی درباره آینده نظم جهانی مطرح کرده است. آیا این جابه‌جایی قدرت به طور طبیعی به سمت یک درگیری بزرگ، حتی جنگ، حرکت می‌کند؟ یا می‌توان از تکرار الگوهای خونین تاریخ جلوگیری کرد؟ این پرسش، هسته اصلی نظریه‌ای معروف به نام “Thucydides Trap” است؛ نظریه‌ای که از تاریخ یونان باستان الهام گرفته و امروز بیش از هر زمان دیگری در محافل دیپلماتیک و دانشگاهی مورد بحث قرار دارد.

۱. نظریه توسیدید: مبانی نظری و ریشه‌های تاریخی

توسیدید تاریخ‌نگار یونانی قرن پنجم قبل از میلاد، در کتاب “جنگ پلوپونز” نوشت: “رشد قدرت آتن و ترس اسپارت از آن، جنگ را اجتناب‌ناپذیر کرد.”

این جمله ساده، امروزه به عنوان یک چارچوب تحلیلی در روابط بین‌الملل به کار می‌رود. گراهام الیسون، استاد دانشگاه هاروارد، در کتاب Destined for War (جنگ تقدیرشده) نشان می‌دهد که در ۵۰۰ سال گذشته، ۱۶ مورد از ۳۲ باری که یک قدرت نوظهور به قدرت غالب نزدیک شده، به جنگ ختم شده است. این الگو در تاریخ بارها تکرار شده:

جنگ‌های هلند-انگلیس (۱۶۵۲–۱۶۷۴): رقابت برای کنترل دریاها.

جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸): جایگزینی بریتانیا توسط آلمان.

جنگ سرد (۱۹۴۷–۱۹۹۱): رقابت آمریکا و شوروی بدون جنگ مستقیم.

اما این نظریه چگونه به رقابت فعلی بین آمریکا و چین اعمال می‌شود؟

۲. رقابت آمریکا و چین: آیا Thucydides Trap تکرار می‌شود؟

الف) عوامل افزایش خطر جنگ

۱. رشد قدرت چین:

اقتصاد چین از سال ۲۰۰۰ میلادی رشدی چشمگیر داشته (متوسط ۸٪ در سال) و در سال ۲۰۲۳ با ۱۸ تریلیون دلار، دومین اقتصاد بزرگ جهان شد.

سرمایه‌گذاری در تکنولوژی‌های کلیدی: هوش مصنوعی، فضایی، و سلاح‌های هایپرسونیک.

تقویت نیروهای نظامی: دومین بودجه نظامی جهان (۲۲۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳).

۲. تنش‌های منطقه‌ای:

دریای چین جنوبی: چین ۹۰٪ این منطقه را متعلق به خود می‌داند، اما آمریکا با اعزام کشتی‌های ناوهای هواپیمابر، حضور نظامی خود را تقویت کرده.

مسئله تایوان: چین خواهان “یک چین” است، اما آمریکا با فروش سلاح و حمایت نظامی از تایوان، خط قرمز چین را آزمایش می‌کند.

برنامه BRI: گسترش نفوذ چین در آسیا، آفریقا و اروپا با سرمایه‌گذاری ۱ تریلیون دلاری.

۳. رقابت ساختاری:

چین درصدد است نظام بین‌المللی بر پایه غربی-لیبرال را دگرگون کند (مثال: ایجاد بانک سازمان همکاری شانگهای به جای بانک جهانی).

ب) عوامل کاهش‌دهنده خطر جنگ

۱. وابستگی اقتصادی:

حجم تجارت دو جانبه آمریکا و چین در سال ۲۰۲۳: ۶۹۰ میلیارد دلار.

وابستگی چین به بازارهای مصرف آمریکا و وابستگی آمریکا به زنجیره تأمین چینی (مثلاً در تراشه‌های نیمه‌هادی).

۲. تهدید متقابل هسته‌ای:

هر دو کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند و جنگ مستقیم می‌تواند منجر به نابودی جهانی شود.

۳. تحول در ماهیت قدرت:

در قرن ۲۱، قدرت بیشتر از به شیوه نرم‌ ( ( Soft Power)، تکنولوژی و اقتصاد اندازه‌گیری می‌شود، نه فقط نظامی.

۳. سناریوهای احتمالی

الف) سناریوی جنگ (بدترین حالت)

درگیری در دریای چین جنوبی: تصادف نظامی بین کشتی‌های دو کشور منجر به جنگ گسترده شود.

تایوان: چین عملیات نظامی برای الحاق تایوان انجام دهد و آمریکا دخالت کند.

جنگ سایبری: حملات سایبری گسترده علیه زیرساخت‌های حیاتی (مانند شبکه برق یا بانک‌ها).

ب) سناریوی همکاری (بهترین حالت)

گفت‌وگوهای استراتژیک: ایجاد کانال‌های ارتباطی مستقیم بین واشنگتن و پکن.

توافق‌های محدودیت‌گذاری: مثل توافق‌های هسته‌ای یا قوانین دریایی بین‌المللی.

هماهنگی در مسائل جهانی: همکاری در مبارزه با تغییرات اقلیمی، بحران‌های بهداشتی یا تروریسم.

ج) سناریوی رقابت بدون جنگ (حالت واقع‌گرایانه)

جنگ سایبری و اقتصادی: تحریم‌های گسترده، رقابت در تکنولوژی (مثل تراشه‌ها و هوش مصنوعی).

رقابت نرم‌نیرو: تبلیغات سیاسی، فرهنگی و آموزشی برای جذب متحدان.

۴. درس‌های تاریخی و راهکارهای پیشگیری

الف) درس‌های تاریخی

بررسی تاریخ جایگزینی قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد که نتایج این رقابت‌ها بسیار متفاوت است و به عوامل متعددی از جمله مدیریت تنش، موازنه قدرت و وجود کانال‌های دیپلماتیک بستگی دارد. به عنوان مثال، در قرن نوزدهم، رقابت بین بریتانیا و آلمان به دلیل عدم تعامل موثر و تشدید تسلیحاتی، به جنگ جهانی اول منجر شد. این جنگ نشان داد که شکست سیستم موازنه قدرت و ترس متقابل از از دست دادن موقعیت، می‌تواند به درگیری‌های گسترده‌ای بینجامد.

در مقابل، جنگ سرد بین آمریکا و شوروی نمونه‌ای از مدیریت تنش است. با وجود تمامی تقابل‌های ایدئولوژیک و نظامی، دو قطب اصلی جهان توانستند از جنگ مستقیم خودداری کنند. دلیل اصلی، ترس متقابل از نابودی کامل (تهدید متقابل تضمین‌شده) و وجود کانال‌های ارتباطی مانند دیپلماسی پیچیده و توافق‌های محدودیت‌گذاری بود. این مثال نشان می‌دهد که حتی در شرایط بحرانی، می‌توان با دیپلماسی هوشمند از جنگ جلوگیری کرد.

امروز، رقابت آمریکا و چین در میانه این دو سناریو قرار دارد. این جایگزینی قدرت با چالش‌های منطقه‌ای (مانند تایوان و دریای چین جنوبی)، وابستگی اقتصادی عمیق و رقابت در حوزه‌های فناوری همراه است. درس اصلی از تاریخ این است که شکست در مدیریت تنش‌ها می‌تواند به درگیری بزرگ منجر شود، اما وجود مکانیزم‌های همکاری و تعامل مستقیم فرصت‌هایی برای جلوگیری از بحران فراهم می‌کند.

ب) راهکارهای پیشگیری

برای کاهش خطر جنگ در رقابت آمریکا و چین، چند استراتژی کلیدی وجود دارد:

۱. ایجاد کانال‌های ارتباطی: دیدارهای منظم میان سران، نمایندگان نظامی و دیپلماتیک دو کشور می‌تواند از سوءتفاهم و واکنش‌های اشتباهی جلوگیری کند.

۲. توافق‌های محدودیت‌گذاری: توافق‌هایی مشابه توافق‌های استارت بین آمریکا و روسیه برای کاهش تسلیحات هسته‌ای یا قوانین دریایی بین‌المللی می‌تواند قواعد بازی را مشخص کند.

۳. هماهنگی در مسائل جهانی: همکاری در مبارزه با تغییرات اقلیمی، بحران‌های بهداشتی یا تروریسم فرصتی برای ساختن اعتماد و رفع تنش‌ها است.

۴. تقویت نهادهای بین‌المللی: سازمان ملل، گروه ۲۰ و سایر نهادها می‌توانند به عنوان فضایی برای گفت‌وگو و حل اختلاف عمل کنند.
این راهکارها نشان می‌دهند که جنگ اجتناب‌ناپذیر نیست، اما نیازمند تعهد هر دو طرف به دیپلماسی و مدیریت هوشمند تنش است.

۵. نتیجه‌گیری

نظریه توسیدید نشان می‌دهد که جایگزینی قدرت غالب توسط یک قدرت نوظهور اغلب خطر جنگ را افزایش می‌دهد. با این حال، در قرن ۲۱، شرایط متفاوت است:

اقتصاد جهانی به هم پیوسته است و هرگونه جنگ بزرگ می‌تواند به بحرانی جهانی منجر شود.

تکنولوژی‌های نوین (مثل سایبری و هوش مصنوعی) ماهیت قدرت و رقابت را تغییر داده‌اند.

دیپلماسی و همکاری می‌توانند به جلوگیری از بروز جنگ کمک کنند.

اگر چین و آمریکا بتوانند تعادلی میان رقابت و همکاری ایجاد کنند، می‌توانند از تکرار تاریخ اجتناب کنند. اما این نیازمند رهبری هوشمند و مدیریت تنش از هر دو طرف است.

کلید واژه ها: چین امریکا ایالات متحده امریکا چین و امریکا امریکا و چین فرهاد قادری جنگ خطر جنگ جنگ مستقیم آمریکا چین رقابت آمریکا چین دریای چین چین جنوبی قدرت جایگزینی قدرت


( ۳ )

نظر شما :