چرا روشهای حل بحران رئیسجمهور آمریکا سبب تولید بحران بیشتر میشود
ترامپِ زمینتختگرا
نویسنده: حسن فتاحی
دیپلماسی ایرانی: دونالد ترامپ بهتازگی تهدید کرده بود که ایران در برابر او تسلیم نشود، با بمباران هوایی سنگین تمدن ایران را نابود کرده و اثری از این کشور روی نقشه باقی نخواهد گذاشت. این تهدید توهینآمیز، صرفنظر از تحققپذیری نظامی آن که جای ابهام دارد و به دور از واقعیت چهل روز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است، نمایانگر یک جهانبینی عمیقاً اشتباه ترامپ و کابینهاش است. او تصور میکند که با توان نظامی و اولتیماتوم و لحن دستوری با دیگر کشورها، میتواند صلح و ثبات را برقرار کند. درواقع ترامپ در جهان سیاست یک «زمینتختگرا »در عصر تلسکوپ جیمزوب است. او باور دارد که بحرانها ساده و خطی هستند و میتوان با هل دادن مشکلات مانند یک جعبه از جایی به جای دیگر آنها را حل کرد.
اما واقعیت ژئوپلیتیک مانند خود کرهی زمین گرد است. در یک سامانهی بسته و بههمپیوسته، هیچ بحرانی به ناگاه ناپدید نمیشود بلکه فقط جابهجا میشود. فشار بر ایران با شیوهی جنگ و تحریمهای کشنده، بهجای حل مشکل هستهای، آن را به یمن و عراق و کشورهای همجوار و حتی قلب اروپا منتقل میکند. در این یادداشت نشان داده شده که چرا روش «صلح از طریق جنگ» ترامپ، نهتنها کارآمد نیست بلکه خطرناکتر از بحرانی است که ادعای حل آن را دارد.
بحرانها ناپدید نمیشوند بلکه مهاجرت میکنند
ترامپ در دورهی اول ریاست جمهوریاش، با خروج از برجام و اعمال راهبرد «فشار حداکثری» علیه ایران تصور میکرد که میتواند برنامههای هستهای و موشکی ایران را برای همیشه متوقف کند. اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟ بحران هستهای تغییر لباس و تغییر مکان داد. بحران به یمن رفت. جایی که حملات انصارالله به کشتیهای تجاری در دریای سرخ مستقیماً پس از تشدید تنشها علیه ایران افزایش یافت. یمنیهای طرفدار حکومت ایران که خود را بخشی از محور مقاومت میدانند با جنگافزارهای پیشرفتهتر به تهدید کشتیرانی نیروهای در برابر ایران صفکشیده پرداختند. در عراق حملات به پایگاههای آمریکایی و سفارت آمریکا در بغداد در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۱ به حدی رسید که دولت عراق عملاً کنترل اوضاع را از دست داد. بر اساس گزارش دفتر سازمان ملل در امور مواد مخدر و جرم (UNODC)پس از هر دور تشدید تحریمها علیه ایران، قاچاق مواد مخدر از مرز ایران به پاکستان حدود ۳۰٪ افزایش مییابد. بحران مواد افیونی افغانستان بهجای مهار شدن از مسیر ایران به سمت جنوب آسیا سرازیر شد.
شما مرکز جهان نیستید
جهانبینی تختگرا در سیاست همواره «خود» را در مرکز قرار میدهد و «دیگران» را حاشیه فرض میکند. ترامپ فکر میکند آمریکا بهقدری قدرتمند است که میتواند بدون همکاری هیچ بازیگری، صلح مطلوب خودش را دیکته کند؛ اما سه واقعیت این توهم را به چالش جدی میکند. ۱- اروپا نمیتواند از بحران در همسایگی خود بگریزد. تشدید تنش با ایران به معنای افزایش موج جدید مهاجرت به اروپا از سراسر خاورمیانه است: آژانس مرزی اروپا گزارش داده که پس از هر افزایش تنش در خاورمیانه عبور غیرقانونی از مسیر غرب مدیترانه تا ۴۰٪ رشد داشته است. ۲- چین و روسیه خلاء را پر میکنند: هربار که آمریکا یک کشور را تحریم یا تهدید میکند، پکن و مسکو وارد میشوند تا روابط اقتصادی و نظامی خود را با آن کشور عمیقتر کنند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به چین و روسیه نزدیک شده است- درست برعکس هدف ترامپ. ۳- دولتهای درگیر جنگ با آمریکا بهجای تسلیم شدن، رادیکال میشوند: جنگ با ایران و ترور شخصیتهای سیاسی میانهرو نه تنها باعث فروپاشی ایران نشد بلکه باعث قدرت گرفتن نیروهای نظامی، گروههای مردمی خامی تندروها و گروههای نیابتی برونمرزی شده است. نتیجه آنکه دشمنی که ترامپ میخواست نابود کند، باوجود تمام آسیبهایی که دیده اکنون مسلحتر و منسجمتر شده است
جنگ منجر به صلح نخواهد شد بلکه آن را به تعویق خواهد انداخت
تاریخ سرشار است از نمونههایی که «صلح از طریق قدرت» به فاجعهای بزرگتر انجامیده است. معروفترین مثال قرارداد ورسای ۱۹۱۹ است. متفقین آلمان را تحقیر کردند و غرامتهای سنگینی بر آن تحمیل کردند و ارتشش را خلع سلاح نمودند. اما این کارها بحران را حل نکرد بلکه آن را به شکل نازیسم و جنگ جهانی دوم به تأخیر انداخت و بدتر اینکه آن بحران در زمین گرد ژئوپلیتیک جهان بهجای دیگر سرایت کرد.
روش ترامپ بسیار شبیه منطق حاکم بر ورسای ۱۹۱۹ است. تحقیر طرف مقابل (تمدن ایران را نابود کرد)، تحمیل شرایط از بالا (جدی نبودن در مذاکرات با ایران که منجر به جنگ شد)، نادیده گرفتن درهمتندیگیهای منطقهای. جنگ سرد نمونهی دیگری است. پنجاه سال «صلح مسلح» بین آمریکا و شوروی، در نهایت با فروپاشی یک ابرقدرت به پایان رسید و از دل آن فروپاشی حکومت اقتدارگرای امروز مسکو سر برآورد.
هزینههای جانبی آن «صلح مسلح» هم جنگ ویتنام، جنگ کره، جنگ افغانستان، بحران موشکی کوبا و موارد دیگر بود. حالا ترامپ میخواهد همان مسیر را با ایران تکرار کند. اما اینبار در جهانی بسیار بههم پیوستهتر و درهمتنیدهتر که هزینهی سرریزها (spillover cost)بهمراتب بیشتر است.
راهحل جایگزین
جهان ژئوپلیتیک گرد است و اگر بحرانها بهدرستی حل نشوند، از جایی بهجای دیگر جابهجا خواهند شد. پس چه باید کرد؟ باید بهجای استراتژی «صلح از طریق زور» که تلاش میکند زبالهها را بهجای ریختن در سطل زباله زیر فرش پنهان کند، مدیریت بازخورد (Feedback Management) را جایگزین کرد. برای این کار باید سه گام عملی برداشته شود. ۱- شفافیت و قواعد روشن: بهجای تهدیدهای مبهم (نابود میکنیم، اثری باقی نمیگذاریم) باید خطوط قرمز و سازوکارهای تنبیه و پاداش را شفاف اعلام کرد. برای نمونه توافق هستهای با کرهی شمالی در سال ۱۹۹۴ هرچند بعدها شکست خورد؛ اما نشان داد که تعریف روشن بازخوردها (Agreed Framework) میتواند تنش را کاهش دهد. ۲- مشارکت دادن همهی بازیگران-حتی دشمنان: آمریکا نمیتواند و نخواهد توانست به تنهایی بحران ایران را مدیریت کند. چین، روسیه، اروپا و کشورهای همپیمان ایران و مهمتر از همه خود ایران باید بخشی از راهحل باشند. تجربهی گروه ۵+۱ در برجام نشان داد که مذاکرهی مستقیم و محترمانه و همسطح با ایران بسیار کمهزینهتر از رویارویی نظامی مستقیم است. ۳- شبیهسازی پیامدها قبل از اقدام: آمریکا باید پیش از هر حملهی نظامیِ مدلسازی کند که بحران چیست و راهحلهای غیرتهاجمی کدام است. همچنین باید مدلسازی کند که در صورت اعمال فشار و شروع جنگ بحران چگونه جابهجا خواهد شد. چنانکه در حملهی اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران دیدیم، بحران تا بدین لحظه نهتنها حل نشده، بلکه به بخشهایی از خاورمیانه در حوزههای نفت و گاز و انرژی و عبور امن از تنگهی هرمز سرایت کرده است.
زمین در هر حالی گرد است حتی اگر ترامپ نپذیرد
ترامپ میتواند به «زمین تخت» در سیاست بینالمللی بارو داشته باشد و تصور کند که با بمباران هوایی و تحریم و تحقیر میتواند بحرانها را ناپدید کند؛ اما واقعیت این است همانطور که کرهی زمین به باورهای تختگرایان اهمیتی نمیدهد و در طی چند میلیارد سال از پیدایشش همواره گرد بوده است، جهان واقعبینانهی ژئوپلیتیک هم به باورهای تختگرایانهی ترامپ اهمیت نمیدهند؛ هرچند به گفتهی خودش رئیسجمهور قویترین ارتش جهان باشد. در یک جمله باید بگوییم که بحران هستهای ایران با جنگ حل نخواهد شد و در خاورمیانهی خیالی ترامپ صلح از طریق زور برقرار نخواهد شد، بلکه بحرانی بر بحرانهای پیشین افزوده خواهد شد./شرق


نظر شما :