دیپلماسیِ موقت در خاورمیانهی پرتنش
فعلا طرفها مذاکره را بر شلیک ترجیح دادهاند
نویسنده: فرهاد قادری، پژوهشگر روابط بینالملل
دیپلماسی ایرانی: امضای مجازی تفاهمنامه آمریکا و ایران را باید نه بهعنوان پایان یک بحران، بلکه بهمثابه آغاز مرحلهای تازه از دیپلماسیِ شکننده فهم کرد. آنچه در ظاهر بهصورت یک توافق یا تفاهم رسمی عرضه میشود، در واقع تلاشی است برای مهار فوری یک وضعیت امنیتی پرتنش؛ وضعیتی که در آن جنگ، مذاکره و بازدارندگی همزمان در جریاناند.
اهمیت این تفاهم در آن است که نشان میدهد واشینگتن و تلآویو، دستکم در مقطع فعلی، به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه مسیر تقابلِ مستقیم میتواند هزینههایی فراتر از دستاوردهایش داشته باشد. در گزارشهای منتشرشده، از یکسو بر نقش میانجیگری و تدوین چارچوبی برای ادامه گفتوگوها تأکید شده و از سوی دیگر، به اختلافات باقیمانده درباره متن نهایی، جزئیات اجرایی و آینده پرونده هستهای اشاره شده است.
در همین چارچوب، اسرائیل همچنان مهمترین بازیگر نگران و در عین حال اثرگذار بر سرنوشت این روند است. تحلیلهای منتشرشده از داخل اسرائیل نشان میدهد که بخشی از نخبگان امنیتی این کشور بیم آن دارند که هر توافقی، حتی اگر موقت و مرحلهای باشد، بتواند فشار بر ایران را کاهش دهد و در عوض، دست اسرائیل را برای اعمال ابتکار عمل محدود کند. همین نگرانی توضیح میدهد که چرا هرگونه تفاهم میان آمریکا و طرف مقابل، بلافاصله با بحثهای تند داخلی در اسرائیل درباره «روز بعد از توافق» همراه میشود.
از منظر ایران نیز این تفاهم را میتوان یک موفقیت نسبی در سطح تاکتیکی دانست، نه یک پیروزی راهبردی. اگرچه تهران میتواند آن را نشانهای از عقبنشینی طرف مقابل از مسیر فشار حداکثری تفسیر کند، اما تجربه نشان داده که توافقهای موقت، بدون تضمین اجرایی و سازوکار نظارتی روشن، بهسرعت در معرض فرسایش قرار میگیرند به همین دلیل، وزن اصلی این تفاهم نه در امضای آن، بلکه در توان دو طرف برای تبدیل آن به یک روند پایدار نهفته است.
در سطح بینالمللی هم این رخداد را باید بخشی از بازآرایی بزرگتر در معادلات امنیتی خاورمیانه دانست. بازارها، دولتهای منطقه و بازیگران فرامنطقهای بیش از هر چیز به این نگاه میکنند که آیا این تفاهم میتواند سطح خطر را پایین بیاورد یا تنها یک توقف کوتاه پیش از دور تازهای از بحران است. در حال حاضر، همه نشانهها حاکی از آن است که طرفین هنوز از مرحله بیاعتمادی عبور نکردهاند و توافق، اگر بقا پیدا کند، بیشتر بر پایه مصلحت کوتاهمدت خواهد بود تا اعتماد راهبردی.
بنابراین، این امضا را باید یک وقفه دیپلماتیک دانست: مفید برای کاهش فوری تنش، مهم برای باز کردن مسیر گفتوگو، اما ناکافی برای پایان دادن به رقابتهای عمیق امنیتی. تا زمانی که اختلافها بر سر تضمینها، اجرا و نقش بازیگران منطقهای حل نشود، این تفاهم بیش از هر چیز یادآور یک حقیقت ساده است: در خاورمیانه، گاهی امضای یک سند از آغاز صلح خبر نمیدهد؛ فقط نشان میدهد که طرفها فعلاً تصمیم گرفتهاند بهجای شلیک، مذاکره کنند.


نظر شما :