نقطهای که باید به منبع پایدار قدرت تبدیل شود
تنگه هرمز؛ از ژنوم تا کد ژئوپلیتیکی امنیت ساز
نویسنده: فرزاد احمدی دوازده امامی، پژوهشگر ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس
دیپلماسی ایرانی: در مطالعات ژئوپلیتیکی، قدرت کشورها صرفاً محصول تصمیمات سیاسی کوتاهمدت نیست، بلکه ریشه در مجموعهای از ظرفیتهای پایدار جغرافیایی، تاریخی، تمدنی و فرهنگی دارد که میتوان آنها را «ژنومهای ژئوپلیتیکی» نامید. ژنوم ژئوپلیتیکی به آن دسته از ویژگیهای نسبتاً ثابت و دیرپای یک کشور اشاره دارد که در طول زمان تداوم یافته و بستر شکلگیری رفتارهای ژئوپلیتیکی را فراهم میکنند. این ژنومها همانند DNA در یک موجود زنده، قابلیتها، محدودیتها و فرصتهای راهبردی یک کشور را در خود نهفته دارند. با این حال، وجود یک ژنوم ژئوپلیتیکی به خودی خود به معنای تولید قدرت نیست، بلکه نحوه فعالسازی و بهرهبرداری از آن است که میزان تأثیرگذاری آن بر قدرت و امنیت ملی را تعیین میکند.
در این میان، مفهوم «کد ژئوپلیتیکی» اهمیت اساسی پیدا میکند. اگر ژنوم ژئوپلیتیکی بیانگر ظرفیتهای بنیادین و نسبتاً ثابت قدرت باشد، کد ژئوپلیتیکی مجموعهای از ادراکات، راهبردها و سیاستهایی است که دولتها برای بهرهبرداری از این ظرفیتها طراحی میکنند. در واقع، ژنوم ژئوپلیتیکی به پرسش «چه ظرفیتهایی در اختیار کشور قرار دارد؟» پاسخ میدهد، در حالی که کد ژئوپلیتیکی مشخص میکند «این ظرفیتها چگونه باید برای تأمین منافع و امنیت ملی به کار گرفته شوند؟» از این منظر، قدرت ملی نه صرفاً محصول ژنومها و نه صرفاً نتیجه کدهاست، بلکه حاصل تعامل میان این دو است. ژنوم بدون کد، ظرفیت بلااستفاده است و کد بدون ژنوم، فاقد پشتوانه ساختاری خواهد بود.
یکی از مهمترین ژنومهای ژئوپلیتیکی ایران، موقعیت ممتاز کشور در مجاورت تنگه هرمز است. این تنگه به عنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان، جایگاهی منحصربهفرد در معادلات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی بینالمللی دارد. موقعیت ایران در شمال این آبراه راهبردی، ظرفیتی طبیعی و تاریخی در اختیار کشور قرار داده است که مستقل از تحولات سیاسی و تغییر دولتها وجود دارد. از این رو، تنگه هرمز را میتوان بخشی از ژنوم ژئوپلیتیکی ایران دانست؛ ژنومی که نه توسط سیاستگذاران ایجاد شده و نه به آسانی قابل جایگزینی است.
با وجود این، اهمیت راهبردی تنگه هرمز به تنهایی تضمینکننده افزایش قدرت ملی ایران نیست. در واقع، یک ژنوم ژئوپلیتیکی میتواند هم منشأ قدرت باشد و هم منشأ آسیبپذیری. تجربه تاریخی نشان میدهد که بسیاری از موقعیتهای ممتاز جغرافیایی در صورت مدیریت نادرست، به جای افزایش امنیت، زمینهساز شکلگیری رقابتهای ژئوپلیتیکی، فشارهای خارجی و مداخلات قدرتهای بزرگ شدهاند. بنابراین، پرسش اصلی این نیست که آیا تنگه هرمز برای ایران یک مزیت است یا خیر؛ بلکه پرسش اساسی آن است که چه نوع کد ژئوپلیتیکی میتواند این مزیت را به منبعی پایدار برای قدرت و امنیت ملی تبدیل کند.
در این چارچوب، یکی از کارآمدترین کدهای ژئوپلیتیکی برای بهرهبرداری از ژنوم تنگه هرمز، حرکت از منطق «کنترل صرف» به سوی منطق «وابستگی متقابل» است. در رویکردهای کلاسیک ژئوپلیتیک، اهمیت تنگهها و گذرگاههای راهبردی عمدتاً بر اساس توانایی کشورها در کنترل یا انسداد آنها ارزیابی میشد. اما در ادبیات جدید ژئوپلیتیک و ژئواکونومی، قدرت پایدار بیش از آنکه از توانایی ایجاد اختلال ناشی شود، از توانایی ایجاد وابستگی متقابل سرچشمه میگیرد. به عبارت دیگر، کشوری از جایگاه ژئوپلیتیکی خود بیشترین بهره را میبرد که بتواند منافع سایر بازیگران را با ثبات، امنیت و رفاه خود پیوند بزند.
در نظریه وابستگی متقابل پیچیده، امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که هزینه بیثباتی یک کشور برای دیگران افزایش یابد. در چنین شرایطی، دیگر بازیگران نه از سر همدلی، بلکه به دلیل منافع خود، به حفظ ثبات آن کشور علاقهمند میشوند. از این منظر، ارزش واقعی تنگه هرمز برای ایران در قابلیت مسدود کردن آن خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی تبدیل شدن به یک شریان حیاتی و غیرقابل جایگزین برای اقتصاد جهانی نهفته است. هرچه کشورهای بیشتری منافع انرژی، تجاری و ترانزیتی خود را به امنیت این مسیر و در نتیجه به ثبات ایران گره بزنند، وزن ژئوپلیتیکی ایران نیز افزایش خواهد یافت.
بر این اساس، کد ژئوپلیتیکی مطلوب برای ایران باید بر راهبرد تبدیل موقعیت هرمز به یک زیرساخت تولید وابستگی متقابل استوار باشد. توسعه بنادر، گسترش خدمات لجستیکی، ایفای نقش فعال در تأمین امنیت کشتیرانی، مشارکت در زنجیرههای تأمین جهانی انرژی، توسعه کریدورهای بینالمللی حملونقل و تبدیل شدن به یک بازیگر ضروری در اقتصاد منطقهای و جهانی، همگی ابزارهایی هستند که میتوانند این ژنوم ژئوپلیتیکی را فعال کنند. در چنین الگویی، ایران نه صرفاً نگهبان یک تنگه، بلکه تأمینکننده بخشی از امنیت انرژی، تجارت و ارتباطات جهانی خواهد بود.
اهمیت این رویکرد از آن جهت است که امنیت حاصل از وابستگی متقابل، ماهیتی متفاوت از امنیت مبتنی بر بازدارندگی سخت دارد. بازدارندگی سخت عمدتاً بر افزایش هزینههای تهدید استوار است، در حالی که وابستگی متقابل بر افزایش منافع همکاری مبتنی است. هرچه تعداد بیشتری از بازیگران بینالمللی از ثبات ایران منتفع شوند، احتمال حمایت آنها از سیاستهای تنشزا و بیثباتکننده کاهش خواهد یافت. به همین دلیل، وابستگی متقابل را میتوان یکی از مهمترین سازوکارهای امنیت نرم ژئوپلیتیکی دانست؛ زیرا امنیت را نه از طریق اجبار، بلکه از طریق پیوند منافع تولید میکند.
از منظر نظری، رابطه میان ژنوم ژئوپلیتیکی، کد ژئوپلیتیکی و امنیت ملی را میتوان به صورت یک زنجیره علّی تبیین کرد. ژنوم ژئوپلیتیکی ظرفیتهای ساختاری قدرت را فراهم میآورد؛ کد ژئوپلیتیکی این ظرفیتها را به راهبردهای عملیاتی تبدیل میکند؛ و در نهایت، خروجی این فرایند در قالب افزایش قدرت ملی و ارتقای امنیت ظاهر میشود. در مورد تنگه هرمز نیز ژنوم ژئوپلیتیکی ایران همان موقعیت ممتاز جغرافیایی کشور است، اما کد ژئوپلیتیکی ایران باید به گونهای طراحی شود که این موقعیت به بستری برای تولید وابستگی متقابل منطقهای و جهانی تبدیل شود. در این صورت، امنیت انرژی جهان، امنیت تجارت جهانی و امنیت ایران در یک چارچوب مشترک قرار خواهند گرفت و همین امر میتواند به افزایش وزن ژئوپلیتیکی کشور و تقویت امنیت ملی آن منجر شود.
بنابراین، کارکرد راهبردی تنگه هرمز برای ایران را نباید صرفاً در قابلیتهای بازدارنده یا نظامی آن جستوجو کرد، بلکه اهمیت اصلی این ژنوم ژئوپلیتیکی در ظرفیت آن برای خلق شبکهای از وابستگیهای متقابل نهفته است. هرچه ایران موفقتر شود کدهای ژئوپلیتیکی خود را برای تبدیل این مزیت جغرافیایی به یک دارایی مشترک برای اقتصاد جهانی سامان دهد، احتمال تبدیل آن به منبعی پایدار برای قدرت، نفوذ و امنیت ملی نیز افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، تنگه هرمز نه تنها یک گذرگاه انرژی، بلکه به یکی از مهمترین بنیانهای امنیت نرم ژئوپلیتیکی ایران تبدیل خواهد شد.


نظر شما :