معاهده سایکس – پیکو بازتعریف می‌شود؟

سوریه و سناریوی تجزیه

۰۷ دی ۱۳۹۱ | ۲۰:۳۰ کد : ۱۹۱۰۸۲۹ اخبار اصلی خاورمیانه
بسیار روشن است که اگر تجزیه سوریه صورت بگیرد، تاثیرات مستقیمی بر عراق و لبنان خواهد گذاشت به خصوص که اگر بنا باشد نقشه انرژی جدیدی مطابق با گاز کشف شده در شرق دریای مدیترانه ترسیم شود.
سوریه و سناریوی تجزیه

دیپلماسی ایرانی: آن چه در زیر می آید یکی از سناریوهای احتمالی برای بحران سوریه است. سناریوی تجزیه، که بسیاری آن را به دلیل احساساتشان و نه به دلایل علمی رد می کنند. البته این به آن معنا نیست که این مقاله می خواهد تجزیه سوریه را تجویز کند یا این که بگوید این راه حل برای دوران اسفبار فعلی اش بهتر است، بلکه تنها نگرشی به سیر درگیری ها و دخالت های بین المللی است که متاسفانه ممکن است این سناریو را برای این کشور رقم بزند. اگر دخالت های منطقه ای باعث شود تا یک رویارویی عکس در خاک سوریه صورت بگیرد، آن گاه واسط های بین المللی باعث می شوند تا مکانیزم درگیری در سوریه به سمت یک جنگ داخلی تمام عیار منتهی شود و سرنوشتی رقم بخورد که بیش از همه به مصالح کشورهای بزرگ تمام خواهد شد. در این درگیری کشورهای منطقه ای و بین المللی ضرورتا به حمایت از جریانی علیه جریان دیگر برنخواهند خواست، بلکه برای این که بتوانند مصالح خود را دنبال کنند سعی خواهند کرد تا با کشورهای دیگر در خاک سوریه و به حساب نظام حاکم بر آن به خصوص روسیه و چین به تسویه حساب بپردازند، و این خود نشان می دهد که ملت سوریه که نظام آن با قدرت های بزرگ یعنی ایالات متحده امریکا و غرب می جنگد تا چه اندازه مظلوم است. در همین راستا می بینیم که نبرهای میدانی در خاک سوریه چه ویرانی ای را متحمل شهرها و روستاها کرده است که می تواند موید تحمیل نقشه ای جدید برای سوریه و منطقه باشد. در این میان می توان گفت که این تجزیه منطبق با خواستگاه های نفت و گاز در شرق جهان عرب و خاورمیانه مرکزی و در چارچوب رقابت های قدرت های بین المللی که درگیری های سوریه برایش به اولویت نخست تبدیل شده است، خواهد بود. بسیار روشن است که اگر تجزیه سوریه صورت بگیرد، تاثیرات مستقیمی بر عراق و لبنان خواهد گذاشت به خصوص که اگر بنا باشد نقشه انرژی جدیدی مطابق با گاز کشف شده در شرق دریای مدیترانه ترسیم شود.

نفت و سایکس – پیکو 1916

هیچ کدام از قدرت های بزرگ رقیب در ابتدای قرن بیستم، چه انگلیس چه فرانسه، هیچ کدام دلشان به حال ملت های شرقی که تلاش می کردند خود را از امپراتوری عثمانی آزاد کنند، نسوخته بود، به ویژه بعد از شکل گیری حزب "اتحاد و ترقی" و سیاست دور شدن از مشکلات و سختی ها منطقه ای که بعد از آن مصالح آن کشورها بر ثروت های نفتی منطقه متمرکز شدند. از این جا بود که قدرت های بزرگ توانستند بر مشکلات سر پوشی بگذارند و بر اساس مصالحشان مرزها را مجددا تعریف کنند، که به همین ترتیب توافق سایکس – پیکو در سال 1916 شکل گرفت که جغرافیای مشرق عربی را بر اساس تمایلاتشان به انگلیس و فرانسه تقسیم کردند.  

بر اساس توافق نامه جدید مرزها به گونه ای تقسیم بندی شدند که هیچ گاه کسی گمان نمی کرد که روزی یکی بر دیگری ادعای برتری داشته باشد، بعد از آن پژوهشگران کشف کردند که آن چه بر اساس تقسیم بندی جغرافیایی سایکس – پیکو صورت گرفته تنها مبتنی بر ثروت های نفتی بوده و هیچ توجهی به قدرت های طایفه ای و دموگرافیک در درون کشورهای جدید و محیط پیرامومی آنها نشده است. برای همین چندان سخت نیست که میان اکتشاف نفت در خاورمیانه توسط فرانسه در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با خروج پیروزمندانه انگلیس از نقشه جغرافیایی منطقه ارتباطی پیدا کرد. در همان دوران بود که موصل به عراق داده شده و قامشلی و بو کمال به سوریه، همچنین شهرهای ساحلی صور و صیدا و بیروت و طرابلس تا کوه های لبنان، کشور جدید لبنان را با مرزهای فعلی به جا مانده از قرن بیستم تشکیل دادند.

درباره عراق همه می دانند که کارمند سازمان امنیت بریتانیا، آنسه دارسی چه نقشی در کشیدن مرزهای جغرافیایی آن داشت، آن را در محیطی میان ایران و ترکیه ترسیم کرد و آن را از شمال و جنوب با امکانات بیکران نفتی اش محصور کرد و حتی دارسی فراموش نکرد که راهی هم برای عراق برای دستیابی به آب های آزاد خلیج فارس در نظر بگیرد و همچنین با کویت غنی از نفت هم مرزش کند. بدین ترتیب جغرافیایی شکل گرفت که خشکی و دریا را هم زمان داشته باشد. لبنان از یک سو به کوه ختم می شود و از سوی دیگر به ساحل دریا می رسد، که شمال و جنوب آن را تشکیل می دهند، همسایه بزرگش سوریه نیز خود در دریا ساحل داشت.

بدین ترتیب معاهده سایکس – پیکو که در خود مجموعه ای از ن‍ژادها و طوایف خاورمیانه را داشت، تاثیری بسزا بر نقشه سیاسی و دموگرافی مشرق عربی گذاشت که نادیده گرفتن آن غیر ممکن است.

گاز طبیعی و موازنه های منطقه ای 2012

وضعیت فعلی مشرق عربی بسیار شبیه سال 1915 یعنی یک سال قبل از امضای معاهده سایکس – پیکو است. نمی توان این تحلیل سیاسی را نادیده گرفت که درگیری های طایفه ای موجود در سوریه و کشورهای پیرامونی آن با اکتشاف گاز در شرق دریای مدیترانه و مصالح بین المللی ارتباط ندارد.

فقط جای کشورها عوض شده است، ایالات متحده امریکا و روسیه و چین جای انگلیس و فرانسه قرن گذشته را گرفته اند. در سال های اخیر درگیری های سیاسی میان واشنگتن و پکن افزایش یافته و این دومی تلاش تازه ای را برای نفوذ بیشتر در خاورمیانه آغاز کرده است. دیگر برای همه روشن است که ژاپن که در قرن گذشته گفته می شد که به قطب مهم بین المللی تبدیل خواهد شد در حال حاضر از گردونه رقابت با امریکا خارج شده است. اما اتحادیه اروپا که برای بقا و جذب اعضای بیشتر در جمع خود تلاش می کند به دلیل وابستگی های اقتصادی و دفاعی نمی تواند خود را از واشنگتن که فعلا تنها قطب قدرت جهان محسوب می شود، دور کند. روسیه نیز به رغم این که از قدرت هسته ای غیر قابل انکاری برخوردار است اما به دلیل ناتوانی های اقتصادی و تکنولوژیک نمی تواند رقیبی احتمالی برای واشنگتن باشد. واشنگتن و پکن به دلایل بسیار می توانند رقیبی جدی برای یکدیگر باشند. امریکا علاوه بر این که منابع بسیار غنی سوخت در داخل خاک خود دارد در خارج از مرزهای جغرافیایی اش نیز منابع غنی نفت و گاز را به استخدام خود در آورده است. چین نیاز دائمی به نفت و گاز دارد تا بتواند کارخانه های جدیدش را راه بیندازد. در عین حال از مشکلات داخلی بسیاری نیز رنج می برد که برای درمان آن باید فورا وارد عمل شود. این فوریت ها باعث می شود تا چین به رقیبی بلامنازع برای امریکا تبدیل شود که قطعا برای رسیدن به منافعش خاورمیانه و جهان عرب را محل رویارویی خود با غرب و امریکا که شریان حیات و اقتصادشان محسوب می شود، می داند.

سناریوی تقسیم مشرق عربی

جنگی وحشتناک در سوریه جریان دارد که احتمالات بسیاری را در آن رقم می زند که تجزیه پایان آن است. بر اساس آن پیش بینی می شود که نظام سوریه قدرت را در قسمت شمالی از ساحل سوریه تا حمص تحت کنترل خود داشته باشد و این نفوذ را تا بقاع الاوسط در لبنان برساند و شاید هم روزی این نوار را به جنوب لبنان متصل کند. مخالفان اسد نیز انتظار می رود که مرکز سوریه را به تصرف خود در آورند. بخش کوچکی از ساحل نیز احتمالا به شهر طرابلس در لبنان وصل خواهد شد تا نقشه شمالی را شکل دهد. این تغییرات سبب می شود تا گاز منطقه شرق دریای مدیترانه نیز تحت تاثیر قرار بگیرد. چرا که این ساحل است که مرزهای دریایی را ترسیم می کنند و نه عمق جغرافیایی. حوادث سوریه قطعا بر لبنان تاثیر خواهند گذاشت. همان طور که تاثیرات مستقیمی بر عراق خواهد داشت و معادله های داخلی و ترکیب طایفه ای، نژادی و سیاسی آن را تغییر خواهد داد. نقشه تجزیه مشرق عربی فقط یک توطئه ساده نیست بلکه موازنه های جدید منطقه ای برای دستیابی به ثروت گاز طبیعی در شرق دریای مدیترانه نیز مسبب آن است. این سناریو زمانی عملی خواهد شد که حساسیت های طایفه ای و نگرش های طیف های مختلف بخواهد تعریفی تازه از سیاست در مشرق عربی ارائه دهد، یعنی همان نکته پیچیده مغفول مانده در معاهده سایکس – پیکو که اکنون می خواهد خود را نشان دهد.

نویسنده: مصطفی اللباد

منبع: السفیر

کلید واژه ها: سوریهلبنانامریکامشرق عربیچینفرانسهانگلیسدریای مدیترانه


نظر شما :