استراتژی هوشمندانهای که ایران تعریف کرد
«دفاع غیرعامل» و «تحمیل هزینه» ایران در برابر «ترن هوایی هدف» آمریکا
دیپلماسی ایرانی: جنگی که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، در حال حاضر در دوره آتشبس به سر میبرد. آنچه در پی آن میآید بسیار نامشخص است. روندی پر از نوسانات و تناقضات همچنان در حال آشکار شدن است.
با این حال، آنچه مسلم است، ما در مرحلهای هستیم که میتوانیم آنچه تاکنون اتفاق افتاده را درک کنیم و به نتایجی دست یابیم.
مرکز مطالعات ایران (İran Araştırmaları Merkezi – İRAM) در ترکیه یکی از مؤسساتی است که از طریق جلسات و انتشارات خود، این موضوع را به خوبی تجزیه و تحلیل کرده است.
این بار، به ارزیابیهای انجام شده توسط یک محقق از این مؤسسه، اورال توگا (Oral Toğa)، در طول یک میزگرد آنلاین که توسط این مرکز برگزار شد، نگاهی خواهیم انداخت.
ابهام استراتژیک ایالات متحده
اورال توگا سخنان خود را با بیان اینکه با ارزیابیهای امینه گوزده توپراک و دکتر رحیم فرزان موافق است، آغاز میکند: ایالات متحده در بنبست قرار دارد. او دلیل این امر را همانطور که دکتر رحیم فرزان نیز به ابهام اهداف استراتژیک ایالات متحده هنگام ورود به جنگ اشاره کرد، بیان میکند. او وضعیت جنگ را این گونه تجسم میکند: شما به فردی که مقابلش هستید ضربه میزنید و او را زمین میزنید؛ او دوباره بلند میشود و شما دوباره به او ضربه میزنید. این بار او غش میکند و وقتی به هوش میآید، شما دوباره به او ضربه میزنید. اما چرا او را میزنید؟ اصلاً چرا جنگ را شروع کردید؟
«ترن هوایی هدف» آمریکا
توگا شرح وقایع «ترن هوایی هدف» آمریکا را اینگونه شرح میدهد: برای آمریکا، این روند با «حمایت از معترضان» آغاز شد، سپس به «تغییر رژیم» تغییر یافت و بعداً تمرکز به مسئله «هستهای و موشکهای بالستیک» منتقل شد. در حالی که مذاکرات در مورد این موضوع ادامه داشت، جنگ آغاز شد. با شروع جنگ، آمریکا هدف «تغییر رژیم» را مجدداً مطرح کرد؛ با این حال، با گذشت زمان، این هدف به «از بین بردن تهدید» و متعاقباً به «از بین بردن ظرفیت موشکهای بالستیک» تبدیل شد. در مورد «عملیات زمینی» که اخیراً پیشنهاد شده، هدف اساسی آن به گفته توگا بسیار مبهم است.
هدف بسیار خاص اسرائیل: ایرانی که از جنگ زخمی شده است
مشابه نکات دکتر رحیم فرزان، اورال توگا ابهام استراتژیک آمریکا را با اهداف بسیار خاص اسرائیل مقایسه میکند. هدف اسرائیل این بود که «ایران در صورت امکان آنقدر شدید زخمی شود که این زخمها پس از پایان جنگ آن را بکشد.» بر اساس این هدف، با توجه به تخریب زیرساختها و صنایع در طول جنگ، ایران در میانمدت و بلندمدت زیر بار مشکلات اقتصادی خود له خواهد شد و قادر به تأمین نیازهای اولیه مانند برق، آب و گاز نخواهد بود. به عبارت دیگر، هدف اسرائیل این بود که در طول این جنگ «تخم کرم» را در خاک ایران بکارد و ایران را چنان درگیر مسائل داخلی خود کند که به انجام هیچ اقدامی علیه اسرائیل قادر نباشد.
«دفاع غیرعامل» ایران
توگا در ادامه به جنبه ایرانی موضوع اشاره میکند که اگرچه «دفاع موزاییکی» ایران اغلب در روشهای جنگی آن برجسته میشود، اما نباید از استراتژی «دفاع غیرعامل» آن نیز غافل شد. در سال ۲۰۰۳، یک سازمان پدافند غیرعامل تحت نظر ستاد کل نیروهای مسلح ایران تأسیس شد. این «دفاع غیرعامل» با هدف دشوارتر کردن هدف قرار گرفتن زیرساختها، سازمانها و عموم مردم قبل از وقوع حمله طراحی شده بود. این دفاع مجموعهای از اقدامات مانند انتخاب مکانهای امن، پراکندگی تولید و ذخیرهسازی در یک منطقه وسیع، کاهش آسیبپذیریها، اختفا، استتار، فریب و ایمنسازی مراکز حیاتی و مراکز فرماندهی (از جمله تأسیسات زیرزمینی) را شامل میشد. توگا اظهار میکند که ایران ۲۵ سال است که برای همین روزها تلاش و آماده میشود.
استراتژی «تحمیل هزینه» ایران
در حالی که ایران قصد داشت با این «دفاع غیرعامل» از خود محافظت کند، همزمان با بهکارگیری استراتژی «تحمیل هزینه» به دنبال جلوگیری از حملات بود. به گفته توگا، منطق به شرح زیر بود: من نمیتوانم ناو هواپیمابر یا جنگندههای اف-۳۵ بسازم و نمیتوانم با استفاده از چنین ابزارهایی در برابر حملات تلافی کنم؛ با این حال میتوانم با این ناوهای هواپیمابر و اف-۳۵ به کسانی که به من حمله میکنند، به گونهای پاسخ دهم که بتوانم آنها را بازدارم. این یک «دفاع نامتقارن» است. ایران سرمایهگذاریهای خود را بر این اساس تنظیم کرد، به عنوان مثال، به همین دلیل است که فناوری موشکی را در اولویت قرار داد.
«اثبات مفهوم» تحمیل هزینه
توگا توضیح میدهد که ایران دو «اثبات مفهوم» برای این استراتژی انجام داده است: اثبات مفهوم برای بُعدی که با هدف ایجاد پیامدهای اقتصادی انجام شد، از طریق فعالیتهای حوثیها در خلیج عدن در چند سال گذشته انجام شد. ایران به نتایج حاصل از تلاشها برای «بستن» خلیج عدن و انواع واکنشهایی که برانگیخت، توجه کرد. اثبات مفهوم برای بُعد نسبتاً نظامی، یعنی موشکها، از طریق عملیاتهای وعده صادق ۱ و ۲ و همچنین حملات انجام شده توسط حزبالله و سایر گروههای همسو با ایران اجرا شد. بار دیگر، ایران «یادداشتهای خود را برداشت». توگا همچنین تأکید میکند که حمله به آرامکو از نظر تحمیل هزینه قابل توجه بود.
منبع: یونایتد ورلد / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :