بازآرایی ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی و جایگاه راهبردی محور تهران– ایروان

مساله ارمنستان جدید پاشینیان

۰۵ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۱۵۲ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
آرتویت زهرابیان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: قفقاز جنوبی پس از جنگ دوم قره ‌باغ، عملاً وارد دوره ‌ای از «بی‌ ثباتی کنترل ‌شده» شده است؛ وضعیتی که در آن نظم پیشین منطقه تضعیف شده اما نظم جدید نیز هنوز تثبیت نشده است. خلأ ناشی از کاهش نسبی نفوذ روسیه، افزایش حضور غرب، جاه‌ طلبی‌های ژئوپلیتیکی آذربایجان و نقش فزاینده ترکیه، موجب شده است که بازیگران منطقه‌ای به باز تعریف اولویت‌های امنیتی و راهبردی خود ناچار شوند.
مساله ارمنستان جدید پاشینیان

نویسنده: آرتویت زهرابیان، پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: تحولات اخیر در قفقاز جنوبی نشان می‌دهد که منطقه وارد مرحله‌ای تازه از بازآرایی ژئوپلیتیکی شده است؛ مرحله‌ای که در آن رقابت میان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، از روسیه و ترکیه گرفته تا ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا، به شکل فزاینده ‌ای بر معادلات امنیتی و سیاسی قفقاز اثر می‌گذارد. در چنین شرایطی، روابط میان ایران و ارمنستان دیگر صرفاً یک مناسبات دوجانبه همسایگی نیست، بلکه به یکی از مؤلفه ‌های مهم حفظ موازنه ژئوپلیتیکی در منطقه تبدیل شده است.

قفقاز جنوبی پس از جنگ دوم قره ‌باغ، عملاً وارد دوره ‌ای از «بی‌ ثباتی کنترل ‌شده» شده است؛ وضعیتی که در آن نظم پیشین منطقه تضعیف شده اما نظم جدید نیز هنوز تثبیت نشده است. خلأ ناشی از کاهش نسبی نفوذ روسیه، افزایش حضور غرب، جاه‌ طلبی‌های ژئوپلیتیکی آذربایجان و نقش فزاینده ترکیه، موجب شده است که بازیگران منطقه‌ای به باز تعریف اولویت‌های امنیتی و راهبردی خود ناچار شوند.

قفقاز کمربند امنیتی ایران

در این میان، تهران قفقاز جنوبی را صرفاً یک حوزه پیرامونی تلقی نمی‌کند، بلکه آن را بخشی از محیط مستقیم امنیت ملی خود می‌داند. مرز ایران و ارمنستان، با وجود محدود بودن از نظر جغرافیایی، از منظر راهبردی اهمیت فوق ‌العاده‌ای دارد؛ چراکه این مرز تنها مسیر زمینی مستقیم ایران به ارمنستان و در سطحی کلان‌تر، به حوزه اوراسیا و بازارهای شمالی محسوب می‌شود. از همین منظر است که ایران طی سال‌های اخیر بارها تأکید کرده است هرگونه تغییر ژئوپلیتیکی در مرزهای منطقه را غیرقابل قبول می‌داند.

موضوع موسوم به «دالان زنگزور» با TRIP در همین چارچوب به یکی از اصلی‌ ترین نگرانی‌ های امنیتی تهران تبدیل شده است. از نگاه ایران، مسئله صرفاً یک مسیر ترانزیتی یا اختلاف مرزی میان باکو و ایروان نیست؛ بلکه پروژه‌ای است که در صورت تحقق با الگوی مطلوب جمهوری آذربایجان و ترکیه، می‌تواند تغییر موازنه ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی، کاهش نقش ژئواکونومیک ایران و قطع پیوستگی راهبردی ایران با ارمنستان را موجب شود. تهران بر این باور است که هرگونه کریدور فرامرزی خارج از حاکمیت ملی ارمنستان، می‌تواند به بستری برای حضور امنیتی و اطلاعاتی بازیگران رقیب در مجاورت مرزهای شمالی ایران تبدیل شود.

در همین زمینه، همکاری‌ های راهبردی میان جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی (اسرائیل) نیز به یکی از مؤلفه ‌های مهم نگرانی امنیتی ایران تبدیل شده است. روابط نظامی، اطلاعاتی و فناورانه باکو و تل‌آویو طی سال‌های اخیر به شکل محسوسی گسترش یافته و ایران این همکاری را صرفاً یک مناسبات دوجانبه عادی تلقی نمی‌کند، بلکه آن را بخشی از راهبرد مهار منطقه‌ ای علیه خود می‌پندارد. حضور و نفوذ اسرائیل در نزدیکی مرزهای شمالی ایران، به‌ویژه در شرایط افزایش تنش‌های منطقه‌ای و گسترش درگیری مستقیم میان تهران و تل‌آویو، می‌تواند قفقاز جنوبی را به یکی از عرصه‌های غیر مستقیم یا حتی مستقیم تقابل ژئوپلیتیکی تبدیل کند.

در چنین فضایی، اهمیت ارمنستان برای ایران فراتر از یک همسایه معمولی تعریف می‌شود. ایروان برای تهران نه ‌تنها یک مسیر ژئوپلیتیکی حیاتی، بلکه بخشی از موازنه منطقه‌ای در برابر محور باکو–آنکارا نیز محسوب می‌شود. 

از این رو، طی ماه‌های اخیر افزایش رایزنی‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی میان دو کشور را شاهد بوده‌ایم.

اما باید اذعان کرد که این رایزنی‌ها و همکاری‌ها اگر به افزایش ضریب اقتصادی و تجاری فی‌مابین منتج نشود، قطعا نمی‌تواند در افزایش همکاری‌های امنیتی و ژیوپلیتیکی تاثیر بسزایی داشته باشد. بنابراین اگر خواهان رسیدن به چنین مدل روابط اقتصادی هستیم که ایجاد امنیت کند، باید نگاه جدی‌تر در توسعه اقتصادی دو طرف به ویژه پروژه‌های زیرساختی جدی نظیر پل دوم مرزی، راه‌آهن و خط انتقال جدید برق و غیره باشیم.

در هر شرایط ارمنستان باید بداند که کریدور موسوم بهTRIP  بدون توجه به ملاحظات ایران، قابل اجرا نیست و صرفا در ادبیات سیاسی و البته به عنوان ابزاری برای فشار به ایروان استفاده خواهد شد.

تغییرات حاکمیتی ارمنستان – خیلی دور، خیلی نزدیک

در مقابل، ارمنستان نیز در یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های سیاست داخلی و خارجی خود قرار دارد. پس از تحولات قره‌باغ، دولت نیکول پاشینیان به ‌تدریج سیاست فاصله‌گیری نسبی از وابستگی سنتی به روسیه و حرکت به سمت غرب را در پیش گرفت. گسترش روابط با اروپا و آمریکا، همکاری‌های امنیتی محدود با غرب و تلاش برای بازتعریف سیاست خارجی چند جانبه، بخشی از این روند محسوب می‌شود.

با این حال، این رویکرد در داخل ارمنستان با انتقادات جدی روبه‌روست. بخشی از نخبگان سیاسی و اجتماعی ارمنستان معتقدند دولت کنونی در برابر فشارها و مطالبات فزاینده باکو، به ‌ویژه در موضوعات مرزی و هویتی، رویکردی منفعل و بیش از حد انعطاف‌پذیر اتخاذ کرده است. منتقدان پاشینیان بر این باورند که ضعف راهبردی دولت در برابر فشارهای جمهوری آذربایجان، می‌تواند در بلند مدت به فرسایش مؤلفه‌های حاکمیت ملی ارمنستان منجر شود.

این نگرانی‌ها تنها به حوزه سیاست خارجی محدود نیست. در فضای داخلی ارمنستان نیز بخشی از جامعه نسبت به نحوه مواجهه دولت با نهادهای سنتی و هویتی، از جمله کلیسا و رهبریت آن و همچنین مفهوم تاریخی «مسئله ارمنی»، حساسیت فزاینده‌ای نشان می‌دهند. برخی تحلیلگران معتقدند تضعیف تدریجی این مؤلفه‌های هویتی، همزمان با فشارهای ژئوپلیتیکی خارجی، می‌تواند انسجام داخلی ارمنستان را در آینده با چالش جدی مواجه کند.

در همین حال، انتخابات آتی و تحولات سیاسی داخلی ارمنستان نیز می‌تواند بر جهت‌گیری آینده سیاست خارجی این کشور اثر گذار باشد. در صورت تداوم فشارهای امنیتی و اقتصادی، احتمال افزایش شکاف میان جریان‌ های غرب‌گرا، ملی‌گرا و نیروهای نزدیک به روسیه وجود دارد؛ شکافی که می‌تواند مستقیماً بر نوع تعامل ایروان با تهران، مسکو و غرب تأثیر بگذارد.

قفقاز جنوبی و مدعیان سنتی

در سطح کلان‌تر، قفقاز جنوبی اکنون به میدان رقابت چندلایه قدرت‌ها تبدیل شده است. غرب تلاش می‌کند با بهره‌گیری از خلأ نسبی روسیه، حضور سیاسی و امنیتی خود را در منطقه تثبیت کند. روسیه در پی حفظ نفوذ سنتی خویش است، ترکیه به دنبال تثبیت عمق ژئوپلیتیکی خود در جهان ترک است و جمهوری آذربایجان نیز تلاش می‌کند دستاوردهای جنگ قره‌باغ را به تغییرات ژئوپلیتیکی پایدار تبدیل کند.

در چنین شرایطی، ایران می‌کوشد از تبدیل قفقاز جنوبی به عرصه رویارویی مستقیم بلوک‌های رقیب جلوگیری کند. راهبرد تهران مبتنی بر حفظ مرزهای موجود، جلوگیری از تغییرات ژئوپلیتیکی اجباری و تقویت پیوندهای ترانزیتی و اقتصادی منطقه‌ای است. از نگاه ایران، ثبات قفقاز جنوبی تنها زمانی پایدار خواهد بود که موازنه منطقه‌ای حفظ شود و هیچ بازیگری نتواند با اتکا به حمایت خارجی، نظم امنیتی جدیدی را به منطقه تحمیل کند.

در نهایت، روابط تهران و ایروان در شرایط کنونی، بخشی از یک معادله گسترده‌تر ژئوپلیتیکی در اوراسیا محسوب می‌شود. برای ایران، ارمنستان همچنان یک شریک کلیدی در امنیت شمالی و اتصال به حوزه اوراسیاست و برای ارمنستان نیز ایران یکی از معدود مسیرهای مطمئن تنفس ژئوپلیتیکی و اقتصادی در شرایط فشار منطقه‌ای باقی مانده است.

آینده قفقاز جنوبی وابسته به آن خواهد بود که آیا بازیگران منطقه قادر خواهند بود الگویی مبتنی بر همکاری و توازن منافع ایجاد کنند، یا منطقه همچنان در مدار رقابت قدرت‌های بزرگ، تنش‌های قومی و پروژه‌های ژئوپلیتیکی متعارض باقی خواهد ماند. 

کلید واژه ها: ارمنستان جمهوری ارمنستان ایران و ارمنستان ارمنستان و آذربایجان آذربایجان و اسرائیل ایران و ارمنستان و آذربایجان ایران ایران ارمنستان منطقه ژئوپلیتیکی قفقاز قفقاز جنوبی


( ۶ )

نظر شما :