با این وجود راهی جز دیپلماسی نیست
توطئه مکانیسم ماشه برای کشور

نویسنده: کیکاوس پورایوبی، روزنامهنگار و دانشآموخته روابط بینالملل
دیپلماسی ایرانی: اجرایی کردن مکانیسم ماشه در شرایط خطیر کنونی نقشههای شومی است که بازخورد نفرت و تعفن را در صحنههای دیپلماسی بینالمللی به نمایش میگذارد. اقدام شتابزده اتحادیه اروپا نوعی همگرایی زیرکانهای با ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل است که از زمان ریاست جمهوری جورج بوش پدر تاکنون کمنظیر است.
شک و تردیدی در آن نیست پشت این ترفندهای دیپلماسی، آمریکا در حال برنامهریزی و تدوین دیدگاههای استراتژیک برای عملیات اجرایی آینده خود در منطقه است؛ محاصره تمامجانبه ایران در عرصههای بین المللی از طرق مختلف، فشارهای فزاینده و آسیبهای متعدد به لحاظ اقتصادی، سیاسی، مالی و پولی، انزوای بین المللی و حتی اقدام نظامی. در مقابل ما چه داریم و چه میتوانیم انجام دهیم؟ اول از همه باید مقداری با خودمان صادق باشیم. شرایط موجود خود و طرف مقابل را رصد کنیم. ایران را با تمام جوانبش بسنجیم. اوضاع جاری کشور بر کسی پوشیده نیست، مشکلات عدیده و بی شماری داریم، هر کجایی که برنامهریزی میکنیم کمبود معنیداری را شاهد هستیم.
همه میدانند آمریکا از برجام خارج شد، سپس پنج مرحله مذاکره کرد و در نهایت نه تنها اسرائیل را مجهز کرد که به ما حمله کند خود نیز عملا به کشور ما تجاوز کرد، همه اینها درست است و ذرهای قابل کتمان نیست؛ البته در همه این موارد آمریکا نیز دلایلی برای خودش دارد، مثلا در برجام بهانههای مختلفی داشت، مدعی بود برجام حاصل کار آمریکا بود و منافعش را کسی دیگر میبرد یا در منطقه، ایران همچنان از گروههای نیابتی حمایت میکند، موشکهای بالستیک خود را توسعه میدهد، غنیسازی اورانیوم را افزایش میدهد یا در منطقه میدان نفتی آرامکو را به موشک بسته است و... پس چه لزومی داشت ایالات متحده آمریکا در پیمان برجام باقی می ماند؟ البته هیچ کدام از موارد مطروحه دلیل بر استنکاف از یک معاهده بین المللی نمیشود ولی چه باید کرد برای آمریکا و قدرتهای بزرگ، اخلاق و حقوق بینالملل در اولویت نیستند بلکه این زور و قدرت است که تعیین تکلیف می کند و هر موقع که لازم شد مورد استفاده قرار می گیرد.
درست است ما این اواخر هم پنج دوره مذاکره کردیم لیکن موردی که هنوز برای افکار عمومی و نخبگان توضیح و تبیین نشده این است که دراین پنج دوره مذاکره بین ایران و آمریکا چه گذشته است چه مسائلی مطرح شد، چه خطوط قرمزی ترسیم شده بود؟ آیا در مذاکره که بهصورت غیر مستقیم بود، دو طرف میتوانستند موضع خود را به طرف مقابل بقبولانند یا بیشتر فرصت سوزی بود؟ اصلا چه چیزی تعیین تکلیف شد؟
برای اینکه کاری باید به سرانجام برسد گرچه وسواس و شفافیت در آن مهم است لیکن باید ضربتی و بدون فوت وقت انجام پذیرد. آمریکا به اندازه کافی با ایران مخاصمه داشته است اما اکنون باید در یک نقطهای این مخاصمه پایان پذیرد.
ایالاتمتحده آمریکا چیزی بالغ بر یکهزار میلیارد دلار در سال بودجه نظامی دارد، از بهروزترین تکنولوژیهای نظامی و دفاعی تا فناوری اطلاعات و پدافندی بهرهمند است، به فرض اگر جنگ طولانی مدتی بین جمهوری اسلامی ایران با آمریکا درگیرد و ایران با موشکهای بالستیک خود پایگاههای آمریکا را در منطقه مورد هدف قرار دهد و فقط ۱۰۰ نفر آمریکایی کشته شود آن وقت چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ قطعا برای کشور و مردم و منافع ملی ما فاجعه بار خواهد بود.
هیچ ایرانی و دوستدار وطن تسلیم کشور به هیچ متجاوزی را خواهان نیست لیکن بیگدار به آب زدن شرط منطقی نیست.
از طرف دیگر شکی نکنیم موضعگیری مکانیسم ماشه اروپا در قبال کشور ما بهخاطر درگیری روسیه با اوکراین است چیزی که هیچ موقع نتوانستیم ثابت کنیم ما در آن جنگ طرف روس نبودیم و نظام بینالملل این زبان دیپلماسی ما را نپذیرفت و بسیار به ضرر ما تمام شد.
مصلحت نیست اکنون بر شیپور جنگ دمیده شود پس تنها راه باقی مانده برای ما میدان دیپلماسی است، زیرکانه و هوشیارانه، ضربتی و آنی، زمان کوتاه است، ۳۰ روز هر چند فرصت اندکی است لیکن با کار زیاد فرصت بسیاری است. زمانی که یک چالش بزرگ برای کشور ایجاد میشود نباید بهدنبال چالش دیگری گشت.
نظر شما :