ونزوئلا پس از نیکلاس مادورو
رضا حاجیمحمدی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: وضعیت کنونی ونزوئلا ترکیبی پیچیده از نگرانی عمومی، امید محتاطانه و جشنهای پراکنده است.
ادامه مطلب
رضا حاجیمحمدی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: وضعیت کنونی ونزوئلا ترکیبی پیچیده از نگرانی عمومی، امید محتاطانه و جشنهای پراکنده است.
ادامه مطلب
سید محمد حسینی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: ناتوانی سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن، به خصوص شورای امنیت سازمان ملل، در حل بحرانهای مختلف سیاسی و امنیتی نشان داده است که نهادهای بینالمللی نظم جهانی کهن، روند رو به افول و ناکارآمدی را تجربه می کنند.
ادامه مطلب
پرهام پوررمضان می نویسد: نظم لیبرال جهانی که پس از پایان جنگ سرد بهعنوان چارچوب مسلط روابط بینالملل تثبیت شد، بر مجموعهای از هنجارها، نهادها و سازوکارهای اقتصادی و سیاسی استوار بود که هدف آنها مدیریت منازعه، گسترش همکاری و یکپارچهسازی اقتصاد جهانی بود.
ادامه مطلب
۷۲ ساعت از آغاز سال جدید میلادی نگذشت که معادلات بینالملل، تغییرات شگرفی را به خود دید و در سال ۲۰۲۶، فضای ژئوپلیتیک جهانی با آغاز اقدامات نظامی و دخالت مستقیم آمریکا در ونزوئلا وارد مرحلهای از پوستاندازی معنادار شد. حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و برکناری نیکلاس مادورو در سوم ژانویه ۲۰۲۶، مؤیدی بر «تهاجمیتر» شدن سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ برای این سال است.
ادامه مطلب
ایشان انگیزه قوی ملت ایران را عامل نگرانی بدخواهان دانستند و افزودند: یکی از ابزارهای دشمن و بعضی افراد ناباب یا غافل در کارزار جنگ نرم، انکار داشتهها و تواناییهای ملت ایران است چرا که غفلت از تواناییهای ملی، زمینهساز تحقیر و تسلیم در برابر دشمن خواهد شد.
ادامه مطلب
اخیراً، رئیس جمهور ترامپ میزبان روسای جمهور پنج کشور آسیای مرکزی در کاخ سفید بود و ابتکار عمل را برای گنجاندن قزاقستان در توافقنامههای ابراهیم به دست گرفت. روی هم رفته، این اقدامات نشان دهنده بازگشت آمریکا به آسیای مرکزی بزرگ است.
ادامه مطلب
احمد کاظمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: شکی نیست که یکی از ابزارهای نظام سلطه برای اجرای طرح اسرائیل بزرگ و تجزیه خاورمیانه (غرب آسیا) با محوریت ایران، ایجاد بحران های تصنعی قومی از طریق ترویج نابردباری و نفرت پراکنی میان شهروندان است؛ در این روند فوتبال به دلیل جایگاه بی بدیل خود در بین مردم بویژه جوانان به عنوان یک بستر مناسب دیده می شود؛ در واقع، پدیده نفرت پراکنی در فوتبال یک موضوع موردی یا مقطعی نبوده بلکه محصول یک فرایند برنامه ریزی شده است که اهداف شومی در پی آن، دنبال می شود.
ادامه مطلب